Skip Navigation Links
صفحه اول
مقالات
منطقه
میزگرد
تصاویر
آثار
ارتباط باما
 
 
آیکن فسفه و کارکرد عزاداری امام حسین (ع) (قسمت سوم)
 
 
   علی جمعه مظفری
   اعتقادی - کلامی
جستجو در مقاله چاپ مقاله معرفی به دوستان

بسمه تعالي

فلسفه و كاركرد عزاداري

 امام حسين عليه السلام

 (بخش سوم)  

علی جمعه مظفری

در قسمت هاي قبلي به بخشي از اسرار ، علّت و كاركرد عزاداري‌ امام حسين عليه السلام اشاره كرديم در اين قسمت به بعضي ديگر از آنها آشنا مي شويم .

بر همه معلوم است كه سوگواري‌ بر كسان‌ از دست‌ رفته‌، يك  امر‌ طبيعي‌ و فطري محسوب مي شود؛ زيرا  انسان‌ با عاطفه‌زنده‌ است‌، گاه‌ احساسات و عواطف انسان‌ جريحه‌ دار مي‌شود و دلش‌ مي‌سوزد و آثار آن‌ به‌ صورت‌ اشك‌ تبلور يافته و به صورت انسان جاري مي شود. در بخش قبلي به بعضي از تأكيدات ائمه و پيشوايان‌ ديني در جهت تبديل اين حادثه به صورت فرهنگ عمومي  در قالب برگزاري مجالس عزاي حسيني اشاره شد ، در اين قسمت به اين تأكيدات و عملكرد پيشوايان ديني از بُعد ديگر نگاه مي كنيم و آن را به عنوان يكي ديگر از علل و فلسفه ي برپايي عزاداري امام حسين عليه السلام بيان مي كنيم و آن اقتدا به پيشوايان ديني مسلمانان و پيروي از آنها است.

5- اقتدا به‌ پيشوايان‌ دين‌

با نگاه اجمالي به تاريخ اسلام و زندگاني پيشوايان ديني به خوبي در مي يابيم كه در مورد مصيبت وارده برامام حسين عليه السلام تمام امامان بعد از آن حضرت و حتي شخص رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلّم و امام علي عليه السلام وفاطمه زهرا سلام الله عليها و امام حسن مجتبي عليه السلام قبل از شهادت امام حسين عليه السلام با اطلاع از كيفيت شهادت امام حسين عليه السلام  برآن حضرت گريسته اند ، آنها كانون مهر و عواطف و احساسات بوده اند ، بديهي است كه  مانند بسياري از انسان هاي ديگر در مصائب‌ عزيزانشان‌ سوگوار مي شدند و مراسم‌ عزاداري‌ به‌ پا مي كردند.

رفتار و كردار پيامبر اسلام‌ صلي الله عليه و آله و ديگر امامان معصوم ما  در همه‌ ي زمينه‌ها الگوي‌ ماست‌. حضرت‌ رسول (ص) درشهادت‌ حمزة‌ سيدالشهدا در جنگ اُحُد وقتي مي بيند براي ديگر شهداء اُحد عزاداري مي شود ولي حضرت حمزه گريه كننده و عزادار ندارد ، با تعبير تحريك‌آميزي‌ مي‌فرمايد: «لكن‌ حمزة‌ لا بواكي‌ له‌؛ اما حمزه‌ گريه‌ كننده‌اي‌ ندارد». مسلمانان‌ با شنيدن‌ اين‌ سخن‌ براي‌ حضرت حمزه‌ مراسم‌عزاداري‌ مفصل به‌ پاكردند.

 ايشان‌ در شهادت‌ جعفر بن‌ ابي‌طالب‌ فرمود:«علي‌ مثله‌ فلتبك‌البواكي‌» «گريه‌ كنندگان‌ بايد براي‌ امثال‌ جعفر گريه‌ كنند».

در سوگ‌ خديجه‌ام‌المؤمنين‌ و ابوطالب‌ عموي‌ گرامي‌اش‌ يك‌ سال‌ را در غم‌ و اندوه‌ گذراند كه آن سال به عام‌ الحزن يعني سال اندوه معروف شد ‌.

گريه‌هاي‌ حضرت‌ فاطمه‌ سلام الله عليها در سوگ رحلت پدر و غريبي و مظلوميت امام علي عليه السلام در بيت‌ الاحزان‌ در تاريخ‌ اسلام‌ به صورت مفصل ثبت و نقل گرديده است‌.

 امام‌ علي‌(ع)درباره‌ شهادت‌ مالك‌ اشتر همان‌ تعبيري‌ را به‌ كار برد كه‌ پيامبر اسلام‌ درباره‌ جعفر فرمود.ايشان‌ پس‌ از توصيف‌ آن‌ فرمانده‌ دلاور اسلام‌ مي‌فرمايد: «علي‌ مثل‌ مالك‌ فلتبك‌البواكي‌؛ گريه‌ كنندگان‌ بايد بر امثال‌ مالك‌ گريه‌ كنند».

در مورد مصيبت امام حسين عليه السلام روايات فراواني از امامان و پيشوايان ديني خود در اختيار داريم كه در اين جا از باب نمونه به چند تاي آنها اشاره مي كنيم.

جناب جعفر بن قولويه در كتاب كامل از ابن خارجه روايت كرده است كه گفت روزي در خدمت حضرت صادق عليه السلام بوديم و جناب امام حسين عليه السلام را ياد كرديم حضرت بسيار گريست و ما نيز گريستيم، پس حضرت سر برداشت و فرمود كه امام حسين عليه السلام مي‌فرمود:  منم كشته ي گريه و زاري، هيچ مؤمني مرا ياد نمي كند مگر آنكه گريان مي‌گردد.

و نيز روايت كرده است كه هيچ روزي حسين بن علي عليه السلام نزد جناب صادق عليه السلام ياد نمي‌شد كه كسي آن حضرت را تا شب متبسم ببيند و در تمام آن روز محزون و گريان بود و مي‌فرمود كه جناب امام حسين عليه السلام سبب گريه ي هر مؤمن است.

و به سندهاي معتبرة بسيار از ابوعمارة مُنشِد يعني شعرخوان روايت كرده‌اند كه گفت روزي به خدمت امام صادق (عليه السلام ) رفتم حضرت فرمود كه شعري چند در مرثيه ي حسين( عليه السلام) بخوان چون شروع كردم به خواندن حضرت گريان شد و من مرثيه مي‌خواندم و حضرت مي‌گريست تا آنكه صداي گريه از خانه ي آن حضرت بلند شد.

و شيخ كشي (ره) از زيد شحّام روايت كرده است كه من با جماعتی از اهل كوفه به محضر حضرت صادق عليه السلام رسيده بوديم وقتي كه جعفر بن عفّان وارد شد حضرت او را احترام فرمود و نزديك خود نشانيد، سپس فرمود :‌اي جعفر ! عرض كرد : بلي ، فدايت شوم، حضرت فرمود:« بَلَغَني اَنَكَ تَقُولُ الشّعِر فيِ الْحُسَيْنِ وَ تَجيدَ » به من خبر رسيده كه تو در مرثيه حسين عليه السلام شعر خوب مي‌گويي ، عرض كرد : بلي فدايت شوم . فرمود كه : پس بخوان. چون جعفر به مرثيه خواني شروع نمود ، حضرت وحاضرين مجلس گريستند و حضرت آنقدر گريست كه اشك چشم مباركش بر محاسن شريفش جاري شد. سپس فرمود به خدا سوگند كه ملائكه مقرّبان در اينجا حاضر شدند و مرثيه ي  تو را براي حسين عليه السلام شنيدند و آنها بيش از آنچه ما گريستيم ، گريستند. و به تحقيق كه حق تعالي در همين ساعت بهشت را با تمام نعمتهايش براي تو واجب گردانيد و گناهان ترا آمرزيد. سپس فرمود اي جعفر ! مي‌خواهي كه زيادتر بگويم؟ گفت : بلي اي سيد من، فرمود كه هر كه در مرثيه ي حسين عليه السلام شعري بگويد و بگريد و بگرياند ؛ البته حق تعالي بهشت را براي او واجب گرداند و او را بيامرزد.

روایتی از امام رضا (ع) در باره محرم و عزاداري امام حسين عليه السلام

شيخ صدوق به سند معتبر از ريّان بن شَبِيب كه ماما (دايي) ي معتصم خليفه عباسي بوده است روايت كرده كه گفت در روز اول محرم به خدمت امام رضا عليه السلام رفتم، فرمود كه اي پسر شبيب آيا روزه‌اي ؟ گفتم : نه . فرمود : كه اين روزي است كه وقتي حضرت زكريا از حق تعالي فرزند طلبيد حق تعالي دعايش را مستجاب فرمود و ملائكه او را در محراب ندا كردند كه خدا تو را به يحيي بشارت مي‌دهد پس هر كه اين روز را روزه دارد دعاي او مستجاب گردد چنانكه دعاي زكريا مستجاب گرديد.

پس فرمود كه : اي پسر شبيب ! محرم ماهي بود كه اهل جاهليت در زمان گذشته براي حرمت اين ماه ظلم و قتال را در اين ماه حرام مي‌دانستند، پس اين امت حرمت اين ماه را نشناختند و حرمت پيغمبر خود را ندانستند، و در اين ماه با ذريت پيغمبر خود قتال كردند و زنان ايشان را اسير نمودند و اموال ايشان را به غارت بردند پس خدا ايشان را هرگز نيامرزد! اي پسر شبيب اگر براي چيزي گريه مي‌كني ، پس براي حسين بن علي عليهماالسلام گريه كن كه او را مانند گوسفند ذبح كردند و او را با هيجده نفر از اهل بيت او شهيد كردند كه هيچيك را در روي زمين شبيه و مانندي نبود. ...

اي پسر شبيب خبر داد مرا پدرم از پدرش از جدش كه چون جدم حسين عليه السلام كشته شد آسمان خون و خاك سرخ باريد، اي پسر شبيب اگر بر حسين عليه السلام گريه كني تا اشك بر روي تو جاري شود حق تعالي جميع گناهان صغيره و كبيره ترا بيامرزد خواه اندك باشد و خواه بسيار. اي پسر شبيب اگر خواهي خدا را ملاقات كني و هيچ گناهي بر تو نباشد پس امام حسين عليه السلام را زيارت كن.

اي پسر شبيب اگر خواهي كه در غرفه ي  عاليه بهشت با رسول خدا و ائمه  طاهرين عليهم السلام ساكن شوي پس قاتلان حسين «ع» را لعنت كن. اي پسر شبيب! اگر خواهي كه مثل ثواب شهداي كربلا را داشته باشي پس هرگاه كه مصيبت آن حضرت را ياد كني بگو:

يا لَيْتَني كُنْتُ مَعَهُمْ فَاَفُوزَ فَوْزاً عَظيماَ.

يعني ايكاش من بودم با ايشان و رستگاري عظيمي مي‌يافتم.

اي پسر شبيب اگر خواهي كه در درجات عاليات بهشت با ما باشي پس براي اندوه ما، اندوهناك باش. و براي شادي ما شاد باش و بر تو باد به ولايت و محبت ما ، كه اگر كسي سنگي را دوست بدارد حق تعالي او را در قيامت با آن محشور مي ‌گرداند.

با توجه به اين روايات و صد ها روايت ديگري كه در اين زمينه وجود دارند به اين نتيجه مي رسيم كه پيشوايان ديني ما علاوه بر تشويق و ترغيب مردم به سوگواري بر شهيدان ، خود شان در مقام عمل نيز به شدّت سوگواري و عزاداري مي كرده اند و اين عملكرد آنها علاوه بر فرمايشات شان  براي تمام پيروان آن حضرات حجت و سند است و ما وظيفه داريم كه پا جاي پاي آنها نهاده و در همه ي زمينه ها از جمله در امر عزاداري امام حسين عليه السلام  به آنها اقتدا نمائيم.

ممكن است از نظر ظاهري نسبت نسبي و نژادي با شهداي اسلام از جمله شهداي كربلا نداشته باشيم تا از اين جهت بر آنها عزاداري نمائيم ولي اين نكته را بايد توجه داشته باشيم كه پيوند ايماني و اعتقادي بين هر پيشوا و پيروان شان بيش از پيوندهاي نسبي و قومي و نژادي معتبر است ، در قرآن كريم صراحتاً مطرح شده است كه در روز قيامت نسب ظاهري مطرح نيست، «فاذا نُفخ في الصّور فلاانساب بينهم يومئذ...» (مومنون آيه 101) ولي در آيات ديگر صراحتاً مطرح مي كند كه روزقيامت روزي است كه هر كسي با امام و پيشواي خود در صحراي محشر حضور پيدا مي كنند « يوم ندعوا كل أناس بامامهم ...» (سوره اسراء آيه 71)  درآن روز همه ي مردمان را با پيشوايان شان فرا مي خوانيم . افراد هدايت شده  با امامان خوب و هدايت شده ي شان « وجعلناهم ائمة يهدون بأمرنا » (انبياء /21) و افراد گمراه  نيز با امامان بد و گمراه شان  «وجعلناهم ائمة يدعون الي النار و يوم القيامة لاينصرون » ( قصص/41).

همانطور كه در حديث    امام رضا عليه السلام به ريان بن شبيب نيز خوانديم كه حضرت فرمود:

اي پسر شبيب اگر خواهي كه در درجات عاليات بهشت با ما باشي پس براي اندوه ما، اندوهناك باش. و براي شادي ما شاد باش و بر تو باد به ولايت و محبت ما ، كه اگر كسي سنگي را دوست بدارد حق تعالي او را در قيامت با آن محشور مي ‌گرداند.

و لذا يكي از علل و فلسفه ي برپايي مراسم عزاداري امام حسين عليه السلام اقتدا كردن به پيشوايان ديني است و در فرهنگ‌ ما عزاداري‌ براي انبيا و اولياي‌ الهي‌ يك امر پسنديده‌ است‌ چنان‌ كه‌ عزاداري‌ درمصيبت‌ عزيزان  از دست‌ رفته‌ نيز بشرط عدم مخالفت‌ با دستورات‌ شرعي مشكل‌ ندارد .

پس از بيان پنج نكته پيرامون عزاداري امام حسين عليه السلام ، در ادامه  به نكات ديگري به طور خلاصه و فشرده  اشاره  مي نماييم :

6ـ انتقال‌ فرهنگ و پيام‌

يكي ديگر از آثار برقراري‌ مراسم‌ عزاداري براي امام حسين عليه السلام ‌و ياران با وفايش ، انتقال‌ فرهنگ ، پيام و ارزشهاي  ‌اين نهضت مقدس از نسلي‌ به‌ نسلي‌ و از عصري‌ به‌عصر ديگر است‌؛ به اين معني كه ‌، برقراري‌ سنّت‌ عزاداري‌، علاوة‌ بر اين‌ كه‌ باعث‌ حفظ‌ اصل‌ حادثه‌تا زمان‌ حاضر مي‌شود، همين‌ طور باعث‌ انتقال‌ پيام‌ها و ارزش‌هاي‌ آن‌ به‌ نسل‌هاي‌آينده‌ نيز مي‌شود. انسان هائيكه از دوران هاي كودكي ،‌ نوجواني ، جواني‌ در مراسم‌ عزاداري‌ شركت‌ مي‌كنند و ارزش ها و پيام هاي اين قيام خونين‌ را از پدران‌ و بزرگان خود به خوبي دريافت‌مي‌كنند و پس از آشنايي ، بار انتقال‌ آن‌ را به‌ دوش‌ مي‌كشند، و سپس‌ آنان‌ نيز آنها را به‌ فرزندانشان‌، منتقل‌مي‌كنند و همين‌ طور اين سلسله ادامه‌ مي‌يابد تا به‌ صورت‌ يك‌ ضرورت‌ و فرهنگ اجتماعي‌ در آيد و نسل‌ها ازلحاظ‌ فرهنگي‌ به‌ هم‌ پيوند بخورند، بدون اينكه انقطاع‌ فرهنگي‌ بين نسل ها و عصر ها بوجود بيايد.

7- احياي‌ شخصيت‌ و اهداف‌ امام‌ عليه السلام

عزاداري‌ و روضه‌ خواني‌، باز سازي‌ خاطرة‌ فداكاري‌ و جانبازي‌ امام‌ حسين‌ وياران با و فايش در راه‌ پاسداري‌ از حق‌ ، عدالت‌ و حاكميت الهي است‌ كسي كه اين خاطرات فداكاري را بازسازي و براي خود و ديگران به اشكال مختلف تبيين مي كند ، در حقيقت  باعث‌ زنده‌ شدن‌ آن اهداف‌ و در نتيجه  احياي شخصيت امام‌حسين‌ عليه السلام مي شود‌. چرا كه‌ شخصيت هر كسي در باورها ، افكار، ايده ها ، اهداف ، ويژگيهاي اخلاقي و ارزشهاي انساني و... او نهفته است ، اگر ويژگيهاي شخصيتي كسي ، در بين جامعه و مردم زنده و جاري باشد در حقيقت شخصيت آن  نيز در بين مردم و جامعه حضور داشته و هم چنان زنده و جاويد باقي خواهد ماند.

 اهداف و باورهاي افرادي مثل امام حسين عليه السلام ،  زنده‌ كننده ي ملت ها و ‌ توسعه دهنده ي افق حيات‌ و زندگاني‌ جوامع اسلامي است‌ .

 اسلام‌ بيمه شده ي‌ عاشوراي حسيني و عاشورا بيمه‌ شده ي  عزاداري‌ها است .

اين حقيقت با مطالعه ي تاريخ‌ بعد از عاشورا به خوبي واضح و روشن مي شود كه  متوكل‌ عباسي‌ و ديگر زمامداران‌ آن‌ روز چه‌ قدر  از شيعيان‌ امام‌ حسين‌(ع) را به‌ جرم‌ بر پا نمودن‌ مواكب‌ و عزاداري‌ و زيارت‌ مرقدمطهر آن‌ حضرت‌ به‌ صورت‌ فجيع‌ و ظالمانه‌اي‌ به‌ شهادت‌ رساندند. ديده‌بان‌ هايي‌ را درمسير كربلا قرار داده‌ بودند تا زواران‌ امام‌ را دستگير و به‌ قتل‌ برسانند ولي شيعيان حاضر شدند از هر ده نفر يك كشته بدهند ولي به عزاداري پرداخته و به زيارت قبر امام حسين عليه السلام بروند، پس ازمدتي حتي حاضر شدند كه هر زاير يك دست و پاي خود را قرباني داده و به اين كار شان ادامه دهند ، منصور دوانيقي وقتي نتوانست با اعمال انواع شكنجه ها و تلفات جاني و مالي ،  مردم را از زيارت امام حسين عليه السلام باز دارد ، دست به تخريب قبر امام حسين عليه السلام و تبديل آن به مزرعه ي غير قابل تشخيص ، زد تا به اين وسيله بتواند مردم را از آن باز دارد ولي شيعيان شبانه و با تحمّل خطرات جاني و مالي مي آمدند و محل قبر را نشاني مي كردند و نمي گذاشتند اين هدف شوم منصور محقق شود .

آري شيعه اينگونه اين ميراث گران بها را با خون و اشك خود حفظ كرده است و حسين‌ عليه السلام  را هم چنان به عنوان يك‌ سمبل‌ و الگوي جاويد  زنده‌ وجاويد نگه داشته است و در  هر سال‌ و‌ در هر محرم‌ ، افكاروالا و فريادهاي‌ شورانگيزش‌ را با گوش جان نيوش مي كنند وقتي در هر سال اين فرياد امام را مي شنوند كه :«الا ترون‌ أن‌ الحق‌ لا يعمل‌ به‌و أن‌ الباطل‌ لا يتناهي‌ عنه‌ ليرغب‌ المؤمن‌ في‌ لقاءِ الله محقاً» . اي‌ مردم‌ ! مگر نمي‌بينيد كه‌ به‌ حق‌ عمل‌ نمي‌شود و از باطل‌ جلوگيري‌ نمي‌گردد ، در اين شرايط بايد يك انسان ‌مؤمن‌ به‌ شهادت‌ در راه‌ حق‌ شوق و رغبت پيدا كند. . و وقتي مي شنود كه : لااري‌ الموت‌ الا سعادة‌ و الحياة‌ مع‌ الظالمين‌ الا برما؛ «زندگي‌ (در چنين‌ وضعي‌) باستمكاران‌ براي‌ من‌ ننگ‌آور است‌، مرگ‌ در نظر من‌ جز سعادت‌ چيزي‌ نيست‌».

خود عزادارن‌ و شيعيان نيز به بررسي شرايط و اوضاع خود مي پردازند و نگاه مي كنند كه در روزگار آنها چه قدر به حق عمل شده و چه قدر از باطل جلوگيري مي شود ، اگر شرايط شان را شبيه شرايط امام حسين عليه السلام تشخيص دادند ، آنگاه با الگوگيري از اين شعارها و اهداف والا ، شعار محافل عزاداري شان را نيز شعار روز عاشوراي حسيني قرار مي دهند كه : «الموت‌ خير من‌ ركوب‌العار؛ مرگ‌ از زندگي‌ ذلت‌ بار بهتر است‌».  و «هيهات منا الذلة » ما كجا و تن به ذلت دادن كجا !

عاشورا تجلي‌ احساس‌ جهاد و شهادت‌ و فداكاري‌ در راه‌ حق‌ و امر به‌معروف‌ و نهي‌ از منكر است‌، مي‌خواهيم‌ با عزاداري‌ اين‌ احساس‌ را در خود زنده‌ نگه‌داريم‌. عزاداري‌ لبيك‌ به‌ امام‌ حسين‌(ع) است‌ و اين‌ سفارش‌ قرآن‌ كريم‌ است‌ كه‌ (يا ايهاالّذين‌ آمنوا استجيبوا لله و للرّسول‌ اذا دعاكم‌ لما يحييكم‌) اي‌ كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌ايددعوت‌ خدا و پيغمبر را اجابت‌ كنيد، هنگامي‌ كه‌ شما را به‌ سوي‌ چيزي‌ مي‌خواند كه‌ شما راحيات‌ مي‌بخشد». عاشورا زنده‌ نگه‌ داشتن‌ روحية‌ فداكاري‌ در اجتماع‌ است‌. شعار عاشورا،شعار احياي‌ اسلام‌ است‌ گويا نداي‌ امام‌ حسين‌ بلند است‌: چرا بيت‌ المال‌ مسلمانان‌حيف‌ و ميل‌ مي‌شود، چرا حرام‌ خدا را حلال‌ و حلال‌ خدا را حرام‌ مي‌كنند، چرا در برابرتوهين‌ كنندگان‌ به‌ مقدسات‌ سكوت‌ مي‌كنيد، چرا فقر و تبعيض‌ در جامعة‌ اسلامي‌ رو به‌افزايش‌ است‌، عاشورا و عزاداري‌ از يك‌ سو زنده‌ نگه‌ داشتن‌ روحية‌ امر به‌ معروف‌ و نهي‌ ازمنكر و از سوي‌ ديگر پاسخ‌ به‌ اين‌ چراهاست‌.

8 ـ معرفی و ارائه الگو

يكي ديگر از آثار مهم‌ و مثبت‌ برقراري‌ سنت‌ عزاداري‌، الگو دادن‌ به‌ جامعه‌ است‌. هرجامعه‌ ي‌ نيازمند به‌ الگوست‌، همان‌ طور كه‌ هر فردي‌ اين‌ نياز را در خود احساس‌ مي‌كند؛ زيرا ‌ هم‌ جامعه‌ و هم‌ فرد ميل به‌ كمال‌ ‌ دارند و خود را در حال‌ دگرگون‌ شدن‌مي‌يابند و هر دگرگوني‌ و ساخته‌ شدن‌، نياز به‌ الگو دارد تا بر اساس‌ آن‌ جهت‌گيري‌ شود وخود را بسازد. از آثار برقراري‌ مراسم‌ عزاداري‌، ارائه‌ ي الگوي‌ صحيح‌ به‌ جامعه‌ و فرد است‌،زيرا در اين‌ گونه‌ مراسم‌ها از فداكاري‌، جانبازي‌ و خصلت‌هاي‌ نيكوي‌ قهرمانان‌ كربلا گفته‌مي‌شود و شركت‌ كنندگان‌ هم‌ آگاهانه‌ يا نا آگاهانه‌ از رفتار و خلق‌ و خوي‌ آنان‌ متأثرمي‌شوند و تلاش‌ مي‌كنند تا همانند آنان‌ ساخته‌ شوند. البته‌ هر كس‌ به‌ اندازة‌ سعي‌ وتلاش‌ خود در اين‌ جهت‌ موفق‌ مي‌شود.

بيان شخصيت و اهداف و افكار شهداي كربلا ، نمونه هاي عيني تربيت شدگان مكتب اسلام و شيعه است كه مباحث نظري اسلام را به شكل ملموس و عيني به نمايش مي گذارند و ثابت مي كنند كه عمل به دستورات ديني و مذهبي هم آسان و ممكن بوده و هم اين آثار گران بها و الگوبخش را براي ديگر رهروان اين راه  به ارمغان مي آورد.

 انسان از آنجائيكه اغلباً تنبل، تن پرور ، راحت طلب و محدودنگر است ، در بسياري از موارد سرنوشت ساز و خطير براي فرار از بار مسئوليت و اداي تكليف ، دست به توجيه و بهانه زده و از مبارزه‌ و تلاش ‌ براي‌ اعلاي‌ كلمة‌ حق‌ ونابودي‌ باطل‌ دست بر مي دارد ، اقدام به مبارزات‌ و تلاش مكتبي‌ نيازمند منبع‌ فياض ، انگيزه ي قوي و الگوهاي‌ عيني و عملي است‌ تا بتوان با سرمشق‌ گرفتن‌ از آن‌ روندتكاملي‌اش‌ را به‌ خوبي‌ طي‌ كند. قيام‌ عاشورا الگوي‌ حسنه‌اي‌ است‌ كه‌ همواره‌ الهام‌ بخش‌حق‌ خواهان‌ بوده‌ و آنان‌ را در حركت‌ مبارزاتي‌شان‌ در برابر كفر و ظلم‌ و نفاق‌ رهبري‌مي‌كند. قيامي‌ كه‌ صورت‌ فرا زماني‌ وفرا مكاني‌ پيدا كرده‌، همه‌ ساله‌ در ايام‌ محرم‌ دراذهان‌ و اعماق‌ روح‌ حسينيان‌ و آزادگان‌ جهان‌ تجلي‌ مي‌يابد.

ادامه دارد....

نظرها پیرامون این مقاله:

نظر شما در مورد این مقاله:
نام و فامیل:  
نظر: