Skip Navigation Links
صفحه اول
مقالات
منطقه
میزگرد
تصاویر
آثار
ارتباط باما
 
 
آیکن انتخاب اصلح و معيارهاي آن از منظر قرآن و نهج البلاغه
 
 
   عصمت الله شريفي زيركي
   سیاسی - اجتماعی
جستجو در مقاله چاپ مقاله معرفی به دوستان

انتخاب اصلح و معیارهای آن از منظر قرآن و نهج البلاغه

واژگان کلیدی: انتخاب، گزینش، معیار، قرآن و نهج البلاغه.

تدوین کننده: عصمت الله شریفی زیرکی

چکیده:

مردم مسلمان افغانستان در طول تاریخ سیاسی اجتماعی خود همواره با حکومت های سروکار داشته اند که با استبداد و ستم های بی حد و حسر بر مردم حکمرانی داشته است. این مسئله به خصوص در مورد اقلیت های قومی و مذهی نمود عینی تری داشته است. در این حکومت ها که همواره با روز و غلبه بر رقیب شکل می گرفتند رأی و نظر مردم هیچگونه نقشی نداشت. اما سیر تحولات در این سر زمین بعد از حادثه 11 سپتامبر 2001 بگونه ای  رقم خودر که خروجی آن شکل گیری نظامی سیاسی دارای قانون اساسی مدون و نسبتا مترقی است. در قانون اساسی اساس مشروعیت و مقبولیت نظام بر اساس خواست و اراده مردم پیش بینی گردیده است. اکنون که مردم کشورا ما در استانه دومین دوره انتخابات پارلمانی قرار دارند. لذا با توجه به اینکه مردم کشور ما متدین و پایبند به ارزش ها و هنجارهای دینی بوده و هست. لازم است معیارهای مثبت و منفی یک انتخاب درست و صحیح را از منظر قرآن کریم و نهج البلاغه امام علی (ع) که تالی تلو قرآن به شمار می رود بررسی نمایم تا کسانی که دست به انتخاب می زنند با توجه به این معیارها منتخبین شان را گزینش نمایند. قرآن کریم که همان وحی الهی است بعنوان کتاب هدایت انسان ها اساس همه امور بر اصحلیت و شایستگی میداند و همچنین کتاب شریف نهج البلاغه که کلام صادر از معصوم می باشد در این رابطه نکات ارزشمندی را به ما می آموزد که عمل به آن ها قطعا ثمر بخش خواهد بود.   

1- مقدمه

جامعه اسلامی افغانستان در طول تاریخ سیاسی خود همواره گرفتار نظام های خودکامه و مستبدی بوده است، که بدور از هرگونه معیار و هنجار های انسانی و الهی به حکمرانی می پرداختند. در نگاه حاکمانی از این دست مردم بسان عناصر بی اراده باید گوش به فرمان آنان باشند. با تأسف باید اعتراف نمود که مردم مسلمان کشور ما بدلیل برخورداری از حاکمانی اینگونه همواره در فقر و فلاکت بدور پیشرفت و ترقی بسر بردند. چون تکیه زننده گان بر اریکه قدرت در گذشته تاریخی کشور ما صرفا به فکر شکمبارگی و عیاشی خودشان بودند و از فکر و تلاش در راستای پیشرفت و ترقی مادی و معنوی مردم غافل بودند. در دوران حاضر که تا حدودی چرخ فلک بر وفق مراد مردم ما بگردش در آمده است و روند حکمرانی به سمت مردم سالاری و ذی حق شدن مردم در نحوه اداره امور جامعه مطرح شده است بجاست که در این برهه از زمان که از حساسیت فوق العاده ای نیز برخوردار می باشد مردم ما نیز با حساسیت و تیز بینی وارد صحنه شوند. همانطوریکه اشاره گردید مردم کشور محروم نگهداشته شده افغانستان از حاکمیت افراد بی دین، لایک، و تمامیت خواه صدمات فراوانی را بخود دیده است. این بار که از قضا برای مردم ما فرصت اظهار نظر و انتخاب پدید آمده است، لازم است مردم عزیز و زجر کشیده از تاریخ گذشته درس عبرت گیرند و از این فرصت طلایی در راستای انتخاب افراد لایق، دلسوز نسبت به سرنوشت جامع، متدین و کاردان بهره ببرند و کسانی را انتخاب نمایند که بسان حاکمان سلف تنها به فکر منافع شخصی، قبیله ای خویش نباشند. مردم عزیز ما پیرو دین و آیینی است که نسبت به تمامی مسائل مبتلابه فردی و اجتماعی انسان ها دستورهای راهگشا و مترقی دارد. در صورت که این دستورات و معیار مبنای انتخاب و گزینش افراد جهت اداره امور جامعه قرار گیرد مطمئنا روال امور به سمت صلاح و رهایی از فساد سوق خواهد یافت.

 مردم ما در شرایط حاضر در استانه دومین دوره انتخابات پارلمان قرار دارند. در این انتخابات مردم میخواهند برای نهاد قانون گذاری کشور که در هر کشوری از اهمیت فوق العاده ای بر خوردار می باشد نماینده انتخاب کنند چه نیکوست که مردم متدین ما با عبرت آموزی از تجربه تلخ گذشته و سر مشق قرار دادن آن معیار دینی- عقلی را جهت گزینیش نمایندگان خود در پارلمان مد نظر قرار دهند و کسانی را انتخاب نمایند که نافع و به صلاح دینا و آخرت شان باشد. انتخاب و گزینش افراد نا لایق، بی دین و دنیا پرست و قدرت طلب علاوه بر آنکه منافع دنیوی مردم را ضایع خواهد نمود، آنان را نزد خدا نیز مسئول می سازد. سپردن اداره امور بخصوص امر قانون گذاری به کسانیکه شایستگی لازم را دارا نیستند از نظر عقل و دین معاونت در ظلم است که از نظر دینی از محرمات مسلم به شمار می رود. بنابراین در این مقاله تلاش می شود مهمترین ملاک ها و معیارهای دینی گزینش و انتخاب افراد جهت تصدی امور را تبیین نمایم باشد که بسان چراغ راه کسانی قرار گیرد که احیانا در حیرت و سر گردانی مصداق منتخب شایسته قرار دارند.

2- جایگاه پارلمان و نماینگان ملت در قانون اساسی افغانستان

براساس تجربیات بدست آمده از تاریخ سیاسی جهان ثابت گردیده است که نظام های سیاسی بر آمده از اراده آزاد  مردم مناسب ترین شکل از حکومت است که در آن شهروندان می توانند به حقوق اساسی شان دست یابند. نظام سیاسی که در آن اراده مردم تبلور یافته باشد نظامی که است که دارای قانون اساسی مدون و تائید شده توسط آرا عموم باشد. نظام سیاسی موجود در افغانستان امروز نیز نظامی است که بر اساس قانون اساسی تشکیل یافته و بناست بر طبق اراده و خواست مردم که از طریق نمایندگان آن ها در پارلمان تبلور می یابد به اداره امور کشور بپردازد. لذا لازم دانستم که در این قسمت از مقاله فرازهای از قانون اساسی افغانستان را در رابطه به جایگاه پارلمان و وظایف نمایندگان ملت در پارلمان متذکر گردم:

ماده هشتاد و يکم : شوراى ملي دولت جمهورى اسلامي افغانستان به حيث عالي ترين ارگان تقنيني مظهر اراده مردم آن است و از قاطبه ملت نمايندگي مي کند. هر عضو شورا در موقع اظهار راى ، مصالح عمومي و منافع علياى مردم افغانستان را مدار قضاوت قرار مي دهد.  ماده هشتاد و سوم : اعضاى ولسي جرگه توسط مردم ازطريق انتخابات آزاد، عمومي ، سرى و مستقيم انتخاب مي گردند. ماده هشتاد و پنجم : شخصي که به عضويت شوراى ملي کانديد يا تعيين مي شود، علاوه بر تکميل شرايط انتخاب کنندگان واجد اوصاف ذيل مي باشد۱ - تبعه افغانستان بوده يا حداقل ده سال قبل از تاريخ کانديد يا تعيين شدن ، تابعيت دولت افغانستان را کسب کرده باشد،۲ - از طرف محکمه به ارتکاب جرايم ضد بشرى ، جنايت و يا حرمان از حقوق مدني محکوم نشده باشد، ماده نودم : شوراى ملي داراى صلاحيتهاى ذيل مي باشد:۱ - تصويب، تعديل يا لغو قوانين و يا فرامين تقنيني۲ - تصويب پروگرامهاى انکشافي اجتماعي ، فرهنگي ، اقتصادى و تکنالوژيکي ،۳ - تصويب بودجه دولتي و اجازه اخذ يا اعطاى قرضه ، ۴ - ايجاد واحدهاى ادارى ، تعديل و يا الغاى آن ، ۵ - تصديق معاهدات و ميثاقهاى بين المللي يا فسح الحاق افغانستان به آن ،۶ - ساير صلاحيتهاى مندرج اين قانون اساسي . با توجه به آنچه از فرازهای قانون اساسی افغانستان نسبت جایگاه پارلمان و نمایندگان آن یاد آور شدیم، معلوم می شود که پارلمانی نهادی است که وظایفی خطیری همچون وضع قوانین ، نظارت بر قوه مجریه و... را بعهده دارد. بنابراین نمایندگانی که راهی این نهاد با اهمیت می شوند نیز باید دارای شرایط مناسبی باشد. هر چند مردم از نظر حقوقی همه برابرند و نیز در پیشگاه الهی هیچ کس بر دیگری برتری ندارد، مگر به تقوا ([1]) اما همگان در ابراز توانایی های خویش یکسان نیستند و به تعبیر حضرت علی علیه السلام: «الناس کشجر شرابه واحد و ثمره مختلف »؛ ([2]) مردم به مانند درخت هستند که آبش یکی ولی میوه هایش متفاوت است. همچنین در کلام امام صادق علیه السلام نیز آمده است که «الناس معادن کمعادن الذهب والفضة » ([3])؛ مردم همچون معادن طلا و نقره اند. بدین روی، باید معدن شناس و گوهردان آنان را کشف کند و بنا به استعدادی که در هر فرد سراغ دارد، او را به کار گیرد. اگر گاهی شنیده می شود که برخی دوایر از کمبود نیروهای کاردان و لایق گله دارند، نباید این تصور پیش آید که قحط الرجال است، بلکه باید به ضعف آنان در زمینه کشف استعدادها و به کارگیری صحیح آن ها پی برد. در مقابل، هرگاه جذب و انتخاب نیرو در اداره امور به نحو شایسته ای طرح ریزی شود، می توان اطمینان داد که اداره از ناهنجاری های رفتاری کارکنان یا نابسامانی های بسیار دیگر نخواهد رنجید؛ زیرا موفقیت و یا شکست هر ادارهی در وهله نخست، در گرو انتخاب صحیح کارکنانش و در مرحله بعد، منوط به کارکرد اعضای آن است. از این رو، بررسی معیارهای انتخاب کارکنان برای دست یابی به اهداف ادارهی، گام مهمی در نظام جامع مدیریت منابع انسانی به شمار می آید و در صورت فقدان آن، اداره ضررهای مادی و معنوی بسیاری متحمل خواهد گشت.

آنچه این نوشتار در صدد بررسی آن است معیارهای انتخاب و گزینش افراد برای تصدی مشاغل مهمی سیاسی- اجتماعی همچون نمایندگی پارلمان است. برای بررسی این مسئله ابتدا از رهگذر قرآن، این موضوع را بررسی و سپس باعنایت به بیانات حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه و یا سایر متون روایی بحث را پی خواهیم گرفت که در این میان، نامه حضرت علی علیه السلام به مالک اشتر از جایگاه ویژه ای برخوردار است.

ب- معیارهای منفی

همانگونه که اشاره گردید معیارهای گزینش و انتخاب از منظر آموزه های دینی در دو جنبه طرح گردیده است که برخی جنبه اثباتی دارد که باید در افراد وجود داشته باشد و برخی جنبه منفی دارد که نباید وجود داشته باشد. انسان ها از نظر شخصیتی باهم متفاوت اند و این حقیقت در آموزه دینی ما تصریح گردیده است. ابعاد شخصیتی انسان برخی جنبه بایدی دارد و برخی نیز جنبه نبایدی. ما برای اینکه بایدها و نبایدهای شخصیتی افراد را بخصوص افرادی که بناست برای اداره امور جمعی یا احراز کرسی نمایندگی گزینش شوند  بدرستی بشناسیم باید به سخنی کسی روی آوریم که خود از نظر شخصیتی برترین است بطوریکه معیارهای مثبت را دارد و معیارهای منفی را ندارد. و این فرد کسی جز رسول گرامی اسلام (ص) و دیگر معصومین و در رأس آن ها امام علی علیه السلام نیست:

 امام علی علیه السلام مهمترین صفات و ویژگی های مشاوران(مجلس شورا) را ذکر می کنند: « و لاتدخلن فی مشورتک بخیلا یعدل بک عن الفضل و یعدک الفقر و لا جبانا یضعفک عن الامور و لا حریصا یزین لک الشره بالجور...» صفات سلبی مشاوران از نظر ایشان عبارت است از: نداشتن همکاری با ظالمان؛ سابقه مسئولیت در دستگاه ظلم و جور (یاری گناهکاران و دوستی با ستمگران) امری است که نباید در فردی منتخب مردم وجود داشته باشد؛ حضرت علی علیه السلام در این رابطه فرموده است: «إنَّ شَرَّ وُزَرَائِکَ مَن کانَ لِلْأَشرار قَبْلَکَ وزیرا... فَإنَّهُمْ أَعْوانُ الأَثَمةِ وَ إخوانُ الظَّلمةِ». «بدترین وزیر و معاون برای تو کسی است که وزیر و معاون زمامدارانِ بد و اشرار پیش از تو بوده اند... آنان همکار گناهکاران و برادر ستمکارانند». [4] بر اساس آنچه که در نامه حضرت علی به مالک اشتر نخعی آمده می توان مجموعه ای از صفات منفی و نبایدی را استخراج نمود که در فردی مسئول در امور جمعی نباید باشد:

1. بخل داشتن:؛ آدم بخیل اگر در مصدر امور جمعی قرار گیرد خیری از او نصیب دیگران نخواهد شد. بخیل نباشند که تو را از بخشش بازدارند و از ناداری بترسانند؛ انسان های بخیل اگر در مصدر امور قرار گیرند نه تنها خود از انجام اموری لازم برای دیگران خوداری می کنند که دیگران را نیز از این کار منع می کنند. مولی علی (ع) در این رابطه می فرماید:«  وَ لَاتُدْخِلَنَّ فی مَشْوِرَتِکَ بَخِیلاً یعْدِلُ بِکَ عَن الفَضْلِ وَ یعِدُکَ الْفَقْرَ. بخیل را در مشورت خود دخالت مده! زیرا تو را از احسان منصرف و از تهیدستی و فقر می ترساند. [5]

2. آلودگی به گناه و معصیت؛ «وَ مَنْ شَرِکَهُم فِی الآثامِ فلا یکوُنَنَّ لَکَ بِطانَةً» کسانی که در انجام کارهای حرام با گناهکاران و اشرار شریک و یار بوده اند نباید محرم اسرار تو باشند». [6]

3. تشنه قدرت بودن. فردی که از خوی سرکشی و عدم ظرفیت روحی برخوردار باشد شایسته نمایندگی مردم را ندارد؛  حضرت علی (ع) در این خصوص فرموده است: «مِمَّنْ لَاتُبْطِرُهُ الکَراَمَةُ فَیجْتَرِئَ بِهَا عَلَیکَ فی خِلاَفٍ لَکَ بِحَضْرَةِ مَلَإٍ». «(برگزین) از میان کسانی که موقعیت و مقام، آنان را مست و مغرور نسازد تا در حضور بزرگان و سران، نسبت به تو مخالفت و گستاخی کنند». [7]

4.کوتاهی در انعکاس مشلات مردم؛ در متن فرمان حضرت امیر المومنین به مالک اشتر نخعی نسبت به این مسئله چنین آمده است: کوتاهی در امور ذیل به سبب غفلت و فراموشی؛ و لاتَقْصُرُ بِهِ الغَفْلَةُ. و در اثر غفلت، کوتاهی ننماید در: الف) رساندن نامه های کارگزاران زمامدار به او «عَنْ ایرادِ مُکاتباتِ عُمَّالِکَ عَلَیکَ [8] ب) دادن پاسخ شایسته از طرف زمامدار به نامه های کارگزاران وی «وَ إصْدارِ جَوابَاتِها عَلَی الصَّوابِ عَنْکَ». [9]

5. بی تدبیری در انجام وظایف: طبق فرازی از نهج البلاغه  سستی در بستن قراردادها از اموری است که در یک مسئول امور نباید مشاهده گردد:؛ وَلَایضعِفُ عقدا اعْتَقَدَهُ لکَ.باید قراردادهایی که برای تو تنظیم می کند سست و آسیب پذیر نباشد.[10]

6.نداشتن ابتکار هنگام بروز مشلات: باز در نهج البلاغه شریف یکی از معیارهای منفی ناتوانی در حل و فصل قراردادهای مسأله دار دانسته شده است:؛ وَلَایعْجِزُ عن إِطْلَاقِ مَا عُقِدَ عَلَیک. و از یافتن راه حل برای قراردادی که به زیان تواست، عاجز نباشد. [11]

7. آگاهی نداشتن از جایگاه خود: جهل نسبت به جایگاه و مرتبه خویش و دیگران؛ از جمله معیارهای منفی است که در کلام حضرت علی (ع) بدان تصریح گردیده است:« وَ لایجْهَلُ مَبْلَغَ قَدْرِ نَفْسِهِ فی الأُمُور. و نسبت به ارزش و منزلت خویش در کارها ناآگاه و بی اطلاع نباشد. فَإنّ الجاهِلَ بِقَدْرِ نفسهِ یکون بقدرغَیرِهِ أَجْهَلَ. که شخص ناآگاه از منزلت خویش، از ارزش و جایگاه دیگران ناآگاهتر خواهد بود. [12]

8. مردم فریبی: ظاهرسازی و تظاهر به خوش خدمتی؛ یکی از معیارهای منفی است که در نهج البلاغه شریف بیان شده است:« ثُمَّ لایکُنِ اخْتِیارُکَ إیاهُمْ عَلی فِرَاستِکَ وَ اسْتِنَامَتِکَ و حُسْنِ الظَّنِ مِنْکَ، فَإنَّ الرِّجالَ یتَعَرَّضونَ لِفِرَاَسَاتِ الوُلاةِ بتصَنُّعِهِم و حُسْنِ خِدْمَتِهِمْ وَ لَیسَ وَراءَ ذلِکَ مِنَ النَّصیحةِ وَ الأَمانَةِ شَئٌ. سپس در انتخاب آنان هرگز به فراست و خوش بینی و خوش گمانی خود تکیه مکن، چرا که مردان زرنگ طریقه جلب نظر و خوش بینی زمامداران را با ظاهرسازی و تظاهر به خوش خدمتی خوب می دانند، در حالی که در پشت این ظاهر جالب هیچ گونه امانتداری و خیرخواهی وجود ندارد. [13]

9. نداشتن اعتماد به نفس: مغلوب بزرگی کارها شدن؛ امری است که در یک شخص نمایده و مدافع حقوق مردم نباید وجود داشته باشد. حضرت در این رابطه فرموده است:« وَاجْعَل لِرَأسِ کُلِّ أَمْرٍ مِنْ أُمُورکَ رأساً منهم لَایقْهرُهُ کبیرُهَا.باید برای هر بخشی از کارهایت رئیسی انتخاب کنی که کارهای مهم وی را مغلوب و در مانده نسازد. [14]

10. ترس از مسئولیت پذیری: از دیگر معیارهای منفی در یک مسئول مردم پریشان شدن و ترس از فراوانی کار است؛ حضرت امیر المومنین در این مسئله فرموده است: وَلایتَشَئتُ عَلَیهِ کَثیرُها. و کثرت کارها او را پریشان و خسته نکند. [15] صفت بز دلی و ترسو بودن از صفات منفی ای است که وجود آن در شخص موجب سلب صلاحیت از او می گردد. آدم های ترسو هیچگاه نخواهند توانست دارای موضع گیری حق طلبانه و مدافع حقیقی منافع مردم باشند. آنان همواره ترس عناصر اجبار گر و یا از دست رفتن مقام و موقعیت مادی خود شان  صالح مردم را فدای می کنند.  امام علی (ع) در نامه شان به مالک اشتر به این مسئله اشاره فرموده است:« وَ لاَجَبَاناً یضْعِفُکَ عن الامور. و نیز با فرد ترسو مشورت مکن! زیرا در کارها روحیه ات را تضعیف می نماید. [16]

11. حریص بودن نسبت به مادیات: اگر انسان های حریص و مادی گرا در مسند امور جمعی بخصوص آنجایکه که پای مادیات در میان باشد از فکر رفع نیازمندی مستحقین بدور و تنها به فکر زر اندوزی و ازیاد اموال خود می پردازد. امام علی السلام در این رابطه فرموده است:« وَ لاَحَریصا یزَینُ لَکَ الشَّرَهَ بِالْجَوْرِ. همچنین حریص را به مشاورت مگیر! که ستمگری را در نظرت زینت می دهد. [17] 

ج- نباید های کاری مسئولان

آنچه که تا کنون بحث و بررسی گردید عمدتا مربوط بود به صفات مثبت و منفی که مسئولان امور جمعی به خصوص نمایندگان مردم باید از آنها برخوردار باشند. در ادامه به برخی از توصیه و دستوراتی وارده در متون دینی می پردازیم که مربوط می شود به بایدهای کاری مسئولان امور:

1. فدا کردن اصول و تمسک به فروع ؛ افرادی که بعنوان نماینده پارلمان انتخاب می شوند باید در دوران نمایندگی خود همواره در پی تحقق اهداف و آرمان های اصولی و اساسی مردم خود باشد نه آنکه این اصول را فدای منافع کم ارزش و موقتی نمایند. حضرت علی (ع) می فرماید: « یستدل علی ادبار الدول باربع: تضیع الاصول و التمسک بالفروع و تقدیم اراذل و تاخیر الافاضل »؛ [18] انحطاط و سقوط دولت در چهار چیز است. نماینده مردم باید سعی کند که همت خود را در راستای تحقق و حل مشلات اساسی مردم معطوف دارد و از در گیر شدن در مسائل فرعی و کم اهمیت خوداری نمایند.

3. مقدم داشتن فرومایگان و اراذل؛ یکی مسائلی که در حوزه کاری مسئولان باید مورد توجه باشد آن است که از قرار دادن کارها بدست افراد فرومایه و رزل جلوگیری نمایند. افرادی که نماینده مردم می شوند باید سعی نمایند که دور و بر آنان را افراد لایق و شایسته بگیرد نه افراد سودجو و پست.[19]

4. عقب راندن شایستگان وافراد بافضیلت. نماینده دلسوز و متعهد کسی است که تلاش کند افرادی شایسته با فضلیت را در مسند امور راه دهد تا منافع مردم هرچه بیشتر تأمین گردد. [20] حاصل سخن: همانگونه که ملاحظه گردید، در بیانات مولای متقیان (ع) خطوط کلی جامعه «شایسته سالار» تبیین شده است. بدین روی، هرگاه دیده شود که مامور دولتی فاقد شروط لازم گشته است و یا اصولا از ظرفیت و توان لازم برای تصدی شغل خود برخوردار نیست، باید تعویض شود. در این زمینه، ایشان پس از عزل محمد ابن ابی بکر از استانداری مصر و نصب مالک اشتر به جای او می فرمایند: «فقد بلغنی موجدتک من تسریح الاشتر الی عملک و انی لم افعل ذلک استبطاء لک فی الجهد و لا ازدیادا فی الجد و لو نزعت ما تحت یدک من سلطانک لولایتک ما هو ایسر علیک مؤونة و اعجب الیک ولایة »؛ [21] «به من خبر رسیده از این که تو (محمد بن ابی بکر) را از منصب مدیریت مصر برداشته و مالک اشتر را به جایت نصب کرده ام دلگیر شده ای. این تعویض برای سستی تو یا افزودن کوشش تو انجام نگرفته است؛ اگر حکومت مصر را از تو می گیرم مدیریت دیگری که، هم آسان تر و هم از نظر روحی مناسب تر باشد، به تو می سپارم.»

ملاحظه می شود که حضرت علی علیه السلام با نزدیک ترین افراد و یاران خود چگونه برخورد می کند. این درس را از پیامبرصلی الله علیه وآله فرا گرفته است؛ زیرا در سیره حضرتش چنین وارد شده که به حاکم مکه فرمودند: «لو اعلم لهم خیرا منک استعملته علیهم »؛ ([22]) اگر برای اداره مکه بهتر از تو کسی را می شناختم، برمی گزیدم. بنابراین، باید گزینش افراد بر اساس شایستگی آنان صورت گیرد. در غیر این صورت، مسؤولیت بزرگی متوجه مدیر خواهد بود. پیامبرصلی الله علیه وآله می فرماید: «من استعمل عاملا من المسلمین و هو یعلم ان فیهم من هو اولی بذلک منه و اعلم بکتاب الله و سنة نبیه فقد خان الله و رسوله و جمیع المسلمین »؛ [23]

هر کس مسلمانی را به استخدام در آورد، در حالی که می داند در جامعه اسلامی شایسته تر و آگاه تر از او به کتاب خدا و سنت رسول وجود دارد، به خدا و رسول و تمام مسلمانان خیانت کرده است. حال که تا حدی اهمیت به کارگیری شایستگان در اداره امور معلوم گشت و روش گردید که عدم به کارگیری آنان و استفاده از نیروهای نالایق چه زیان هایی (اعم از مادی و معنوی) به دنبال دارد، این سوال مطرح شود که از منظر علی علیه السلام، ملاک شایستگی و لیاقت چیست؟ برای یافتن جواب، باید به عهدنامه حضرت به مالک اشتر، استاندار منصوب ایشان در مصر، مراجعه نمود؛ منشور متقن و وثیقی که گوهرهای ناب فراوانی می توان از آن یافت. ایشان در این عهدنامه ضمن سفارش های لازم به مالک اشتر برای رعایت تقوای الهی و مصالح دین و ملت، در زمینه به کارگیری افراد در مناصب و پست های گوناگون رهنمودهای حیات بخشی دارند. حضرت علیه السلام پیش از همه، ارکان حکومت و یا افراد و طبقاتی که حکومت را اداره می کنند به چند دسته تقسیم نموده که برای هر یک صفات و ویژگی هایی را نیز مد نظر قرار داده اند.

نتیجه گیری:

از مجموع مباحثی که در این مقاله بحث و بررسی گردید می توان چنین نتیجه گیری نمود: مردم مسلمان افغانستان پس از قرن های متمادی که در آن استبداد و تبعیض تحت عناوین مختلف بر آنان اعمال می شد، فرصت یافته اند که در فضای مردم سالارانه کنونی به ابراز نظر و انتخاب بپردازند. مسئله امروز کشور ما مسئله انتخاب نمایندگان پارلمان است. بر کسی پوشیده نیست که در هر نظام مردم سالار پارلمان از جایگاه حساسی برخوردار است. از نظر قانون اساسی کشور ما نیز پارلمان بعنوان اصلی ترین نهادی که مظهر اراده مردم تلقی می گردد که مردم از طریق آن به نظارت و کنترل بر قوه مجریه به منظور جلو گیری از استبداد و تضیع حقوق مردم می پردازند. شایسته است که مردم مسلمان و متدین ما کسانی را به عنوان نمایندگان شان در این نهاد مهم انتخاب نمایند که دارای معیارها و ملاک های لازم برای نمایندگی باشند.

بدیهی است که مردم متدین و فهیم کشور ما نسبت به ضرورت انتخاب و گزینش افراد اصلح به خوبی واقف اند. اما با توجه به اینکه در شرایطی تنور انتخابات با تبلیغات پر زرق و برق و احیانا گمراه کننده همراه خواهد بود لازم است مردم شریف و متدین ما ملاک و معیار گزینش و انتخاب را این تبلیغات غرض آلود و گمراه کننده قرار ندهند بلکه بدنبال معیارها و ملاک واقعی انتخاب اصلح باشند. تردیدی نیست که معیار و ملاک اصلح را باید از زبان دین ناب که مردم ما با جان و دل پذیرای آن می باشند جستجو نمود. در این مقاله مهمترین ملاک و معیارها برای انتخاب اصلح را از لسان قرآن کریم که وحی الهی است و نیز نهج البلاغه امام علی علیه السلام بازگو کردیم که اگر این ملاک و معیارها سرلوحه گزینش و انتخاب مردم شریف و متدین ما قرار گیرد قطعا پشیمانی که در اعمال سایر ملاک ها در پی خواهد بود رخ نخواهد.

پی نوشت ها:

1. حجرات: 13

2.  آمدی، غررالحکم، ج 1، ص 96

3. یعقوب کلینی، فروع کافی، ج 8، ص 177

4  سید جوادین، سید رضا، برنامه ریزی نیروی انسانی، تهران، چاپ اول، انتشارات دانشکده مدیریت دانشگاه تهران، 1373، ص 120 - 119

5. کونتز و ویهریخ، اصول مدیریت، ترجمه طوسی و دیگران، تهران، ، مرکز آموزش مدیریت دولتی، چاپ اول، 1370 ص45

6. همان، ص 85، 46 و 67  

7. نساء / 58

8. مکارم شیرازی، ناصر، مدیریت و فرماندهی در اسلام، قم، چاپ یازدهم، مدرسة الامام امیرالمؤمنین(ع)، 1376، ص 716.

9. طه: 29 - 34

10. قصص: 34   

11 .قصص: 35

 12. نهج البلاغه، ترجمه جواد فاضل، ص 30

 13. سیدمحمدحسین طباطبائی،المیزان،ج 2،ص 301/ ج 16،ص 11

 14. بقره: 247قصص: 14  

 15. سیدمحمدحسین طباطبائی،المیزان،ج 2،ص 301/ ج 16،ص 11  

 16. قصص: 26  

 17. یوسف: 55  

 18محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 75، ص 103  

19. نهج البلاغه نامه 53.   

 20. همان،  

 21. همان.

 22. همان.  

 23. همان.  

 24. همان.

 25. همان.  

 26. همان.  

  27. همان.

 28. همان.  

 29. همان.  

 30. همان.  

 31. همان.   

 32. همان.

 33. همان.

34.  غررالحکم، ج 1، ص 427/ ج 1، ص 864

 35. همان، فراز 17

 36. همان، فراز 17  

 37. همان، فراز 52  

 38. فراز 52  

 39. فراز 52   

 40. نهج البلاغه نامه 53، فراز 52

 41. همان، فراز 52  

 42. همان، فراز 52  

 43. همان، فراز 53  

 44. همان، فراز 54

 45. همان، فراز 54  

 46. همان، فراز 16  

 47. همان، فراز 16  

 48. همان، فراز 16

 49. غررالحکم، ج 1، ص 427/ ج 1، ص 864  

 50. همان.  

 51. همان.  

 52. همان.

53. نهج البلاغه، نامه 34

 54. اسدالغابة فی معرفة الصحابه، ج 3، ص 358

55. همان.

56. بیهقی، سنن، «نظام الحکم و الادارة »، ج 10، ص 11



[1] حجرات: 13

[2]  آمدی، غررالحکم، ج 1، ص 96

[3] یعقوب کلینی، فروع کافی، ج 8، ص 177

همان، فراز 17[4]

همان، فراز 16[5]

همان، فراز 17[6]

همان، فراز 52[7]

فراز 52[8]

فراز 52[9]

نهج البلاغه نامه 53، فراز 52[10]

همان، فراز 52[11]

همان، فراز 52[12]

همان، فراز 53[13]

همان، فراز 54[14]

همان، فراز 54[15]

همان، فراز 16[16]

همان، فراز 16[17]

غررالحکم، ج 1، ص 427/ ج 1، ص 864[18]

همان.[19]

همان.[20]

[21] نهج البلاغه، نامه 34

[22] اسدالغابة فی معرفة الصحابه، ج 3، ص 358

[23] بیهقی، سنن، «نظام الحکم و الادارة »، ج 10، ص 11

نظرها پیرامون این مقاله:
  آیکن رفیعی  
  جناب اقای شریفی عزیز بعد از اظهار ارادت . توفیقات هر چه بیشتر تان را از خدا وند اروز دارم برادر از دید ن نوشته با کیفیتت بسیا ر امید وارم شدم زیاد بنوسید
  آیکن عمل  
  عمل به ان خوب است.
  آیکن عمل  
  عمل به ان خوب است.
  آیکن عمل  
  عمل به ان خوب است.
  آیکن بي نام  
  خوب است.
  آیکن بي نام  
  خوب است.

نظر شما در مورد این مقاله:
نام و فامیل:  
نظر: