باسمه تعالي
مروراجمالي برزندگي استاد عارفي علياتو
حضرت استاد درسال 1300هجري شمسي درآستانه تحويل سال در منطقه علياتوي خديداد جاغوري چشم به جهان گشود و بعدازسپري نمودن دوران كودكي طبق معمول راهي مكتب خانه شد و در نزد سيد حسينعلي آخوند و شيخ قنبرعلي، مرحله سواد آموزي را پشت سرگذاشت .روح تشنه اش دنبال معرفت وآگاهي بود وهرجانور وشمعي مييافت براي كسب فيض به سوي آن ميشتافت. علامه مدرس افغاني آن عالم فرزانه و يگانه روزگار از جمله كساني بود كه ميتوانيست جسم و جان تشنه او را سيراب سازد. مدتي در محضرعلامه مدرس تحصيل نمود .همچنين در مدسه حوتقل رفت و از وجود استاد فرهيخته آيت ا... وحيدي بهره ها برده وبه اندوخته هاي عملي اش افزود. در سال 1324دوره عسكري فرارسيد و مدت دو سال در اين لباس ايفاي وظيفه نمود. بعداز برگشت در منطقه عدهاي از مشتاقان علم و دانش اطراف استاد را گرفتند و ازايشان خواستند براي آن ها كلاس درس بگذارد . مدت دو سال استاد بدون ادعا به نشراندوخته هاي علمي اش پرداخت و كام عطش ناك آن طالبان علم را سيراب نمود. با آمدن آيت الله وحيد در منطقه حوتقل استاد بدليل تواضع و ادبي كه داشت به شاگردان خويش دستورميد هد كه همه گي در حوتقول رفته و در محضر استاد وحيدي ادامه تحصيل دهند. بعد ازمدتي، شاگردان كه شيفته خلق و خو و منش و گشاده روي استاد شده بود برميگردند و ميگويند ما دوست داريم همين جا باشيم ودر محضرشما درس بخوانيم اما بازخصلت بزرگ پروري تواضع و منش بزرگوارانه استاد در برابر اهل فضل، سبب ميشود كه هم دل اين دلداگان را نشكند و هم خود به ارتقاي علمي بپردازد. به شاگردان ميگويد پس بياييد همه باهم برويم در اوتقول درس بخوانيم برخلا ف رسم عادي عصركنوني كه برخي براي جلب مشتري دست به كيسه ميشوند تا بازار مشتري خويش را گرم نگهدارند اما استاد هم خود و هم مشتري خويش را به جاي ديگرحوالت ميدهند كه اين موضوع نشانه اوج تواضع و فضل پروري و خصلت زيبنده يك انسان را به نمايش ميگذارد.
استاد خود را بينياز ازعلم و دانش و معارف الهي نميديد ازهمين رو درسال 1328 عازم حوزه علميه قم گرديد . مدتي در اين شهر علم و فقه و فقاهت و در محضر آيات عظام حظوريافت واز فضايل ومعارف اهل بيت بهره مندشد و باتلاش و كوشش و جديت كه خصيصه طلبه آنروزبود به تحصيل و تهذيب پرداخت وخودرا بيش از پيش با علم ودانش وتهذيب وتقوا مجهزنمود.
بعد از برگشت از سفرتعليم دوره تبليغ فراميرسد با همكاري اهالي منطقه مدرسه علميه اي بنانمود و مشتاقان زيادي پروانه وار در اطراف وجود شمع گونه استاد حلقه زدند كه با حضور بابركت ايشان و با اذعان شاگردان وي جنبش علمي در منطقه بوجود آمد ه و شور و نشاط علمي و ميل دانش خواهي و فرهنگ افزايي در ميان طالبان علم شدت يافت و سالهاي متمادي تدريس وتعليم و تربيت و نشر معارف الهي اسلامي در اين نقطه اي ازكشور ادامه يافت بگونه اي كه چهره هاي علمي و نخبه هاي فكري و اساتيد همچون استاد حاج سعيدي، استاد حاج اخلاقي استاد حاج اميني مرحوم استاد اميري استاد عبدالله ميرزايي سيد صدرآقاي مرحوم و ده ها روحاني ديگر در محضرآن فقيه بزرگوار تلمذ نمودند كه اكنون هركدام چراغي است فروزان در فضاي علمي كشور .
استاد عارفي در مدت فعاليت علمي در منطقه از مناطق ديگرنيزغافل نبود او بار ها براي تبليغ و ترويج معارف اسلامي در شيبرغان و سرپل و مناطق شمالي كشور سفرنمود . هركجا كه ميرفت شمعي مي افروخت و فانوسي روشن ميساخت. استاد تشخيص ميد هد در خان آباد قندوز مقيم گردد و ازسال 1350-1359در اين منطقه اي ازكشور اقامت گزيد كه با تاسيس مسجد و حسينيه و اقامه نماز و بيان احكام به امر ارشاد و هدايت مردم اين سامان پرداخت. بعدازمدتي اقدام به تاسيس مدرسه اي علميه اي نمود امكانات اوليه و كارهاي مقدماتي فراهم گرديد اما حكومت وقت از ادامه كارجلوگيري نمود ه وآن را متوقف ساخت.
خصوصيات اخلاقي و رفتاري استاد:
همانطور كه ميد انيد استاد از ويژگيهاي اخلاقي و رفتاري برجسته و شايسته اي زيادي برخور دار بود. همان گونه كه در برابر اهل فضل متواضع و فروتن بود در برابرظلم و ستم وبي عدالتي حساس و نترس و صريح بود اوهم در دعاوي ميان مردم بدون هيچ گونه ملاحظه اي قومي و قبيله اي و ده ها ملاحضلات رايج در جامعه ، هروقت حق را تشخيص ميداد بيان مينمود و در برابركتمان حق فوق العاده حساس وغيرمنعطف بود وهم در برابر بي عدالتي دستگاه حاكم بدون ترس و مصلحت انديشي موضع ميگرفت . ايشان در مناظره باخلقيها و در جمع والي و مسؤلين دولتي ولايت قندوز كه اوج خفقان و اختناق و استبداد بويژه عليه روحانيت بود خطاب به خلقيها ودولتي ها فرمود :
به شما اخطارمي كنم بامردم و خلق الله باعدل داد انصاف و مدارا رفتاركنيد و با اشاره به كوه" اختاش" واقع درمنطقه ميگويد دامنه اي كوه اختاش مردان دلير و نترس و ظلم ستيز در دامن خود پرورانده است وخوب ميدانند كه باظلم و نا برابري چگونه عمل نمايند. او شعارنميد اد بلكه در ميدان عمل نيز اين گونه بود . وقتي انقلاب شد ونيروهاي شوري و عمال دست نشانده آن در منطقه وارد شدند استاد در برابرنيروهاي اشغال گرروس و ايادي آن، لباس رزم پوشيد ودوشادوش مجاهدان ازسرزمين وكيان وناموس وطن دفاع نمود. نگارنده هنوزبياد دارد كه اين مرد الهي با هيكل جسيم و هيئت عالمانه و ريش سفيد وقتي لباس رزم ميپوشيد و چنته به شانه ميانداخت چه هيبتي پيداميكرد ! بگذريم ازاين كه اكنون سخن از جهاد و دفاع ازوطن شهادت شرم تلقي ميشود.
خصوصيت ممتاز ديگر استاد روشن بيني ،تيز هوشي ،آينده نگري ، همه جانبه نگري بود .استاد در آن فضاي كه جو غالب عليه مدارس دولتي بود وطيفي وسيعي از علما رفتن در مدرسه دولتي وكلاسي را كفر ميد انيست اما استاد با دقت بيني وآينده نگري دريافته بود كه نه درس متعارف حوزوي داراي اصالت بالذات است ونه متكفل مديريت كل قلمرو زندگي اجتماعي ونه مدرسه دولتي مساوي با كفر است ودر مقابل حوزه بلكه اين دو همانند ابزاري است در خدمت هدايت ، كمال ورفاه زندگي اجتماي ومعنوي انسان پس بايد هردو را آموخت وازهمين رو به مردم توصيه اكيد مي نمود كه فرزندان خود را براي تحصيل در مدارس دولتي بفرستند تا در فرداي كشور بتوانند دراداره كشور در عرصه هاي مختلف سهم گرفته وبا حضور علمي وعملي مردم در صحنه حضوريابند.
خصوصيات ديگر استاد احاطه علمي، شيوايي سخن ، گيرايي كلام ، رفتار متواضعانه و بزرگوارانه و گشاده روي و نرم خويي بامردم بود و مصداق سخن اميركلام، كلام حضرت امير بود كه فرمود :وابسط لهم وجهك وألن لهم جانبك. با مردم گشاده رو و نرم خو و ملايم بود
بزرك اوست كه برخاك همچو سايه اي ابر** چنان رود كه دل مور را ميازارد همين خصوصيت ايشان سبب شده بود كه قاضي حكومت داود در ولايت قندوز شيفته منش و شخصيت استاد گردد كه سرانجام به دست استاد ودر محضرايشان به مذهب شيعه تشرف مييابد .
قناقت، مناعت طبع ، زهد و پارسايي وبي رغبتي به دنيا، تقوا وپرهيزگاري كه درطول قرون از واژه هاي مهجور وبي مشتري و يا كم مشتري اند اما استاد يكي از مشتريان دايمي اين كالابود. در طول عمرخويش هيج گاه سعي نكرد تابراي خود نام و ناني دست و پاكند در تمامي لحظه هاي زندگي باعزت نفس، مناعت طبع و قناعت زندگي نمود و از اموردنيا به حداقل ها بسنده مينمود ، بندگي و عبوديت ، تهذيب نفس و تهجد ونيايش در برابر ذات حق تعالي و نمازهاي نيمه شب او و ده ها خصلت پسنديده و مثبت انساني ديگر ازجمله اوصافي بود كه حضرت ايشان در حيات با بركت خويش در خود جمع كرده بود و اين سطور قاصر از شرح و بيان آن ها است. سرانجام آن استاد جليل القدر، آن فقيه عالي مقام، آن مرد الهي و استاد بزرگوار روزجمعه 1/5/1389 يعني پس از 89 سال زندگي سراسر افتخار وعزت مند در كابل داعي حق را لبيك گفت و به ديارباقي شتافت كه روحش شاد ويادش گرامي باد.
تهيه كننده :دورانعلي محسني (غفوري)