Skip Navigation Links
صفحه اول
مقالات
منطقه
میزگرد
تصاویر
آثار
ارتباط باما
 
 
آیکن ضرورت انسجام میان مسلمانان
 
 
   اسد الله رضايي
   سیاسی - اجتماعی
جستجو در مقاله چاپ مقاله معرفی به دوستان

چكيدۀ مطالب
اوضاع متشتّت مسلمانان از يكسووهمدست شدن دنياي غرب عليه اسلام، از سوي ديگر، ایجاب می کند كه براي درمان درد پراكندگي پيروان اسلام، به قرآن رو آورد؛ از اين رو، اتحاد ‌که «انسجام و يگانگي همۀ مسلمانان در انتخاب شيوۀ واحد، براي نيل به اهداف واحد در برابردشمنان» را معنا ميدهد، ازنظرقرآن امرضروری به شمار می آید واختلاف جزسستی واز دست رفتن عظمت مسلمانان را به ارمغان نمی آورد!.
کلیدی واژهای: قرآن، اتحاد، وحدت، انسجام، اختلاف، مسلمانان، مذهب

مقدمه

امروزه انسجام و يكپارچگي ميان مسلمانان نه تنها از ضروري ترين مسايل روز به شمار مي آيد كه ادامۀ حيات به اين امر مهم بستگي پيدا نموده است؛ حساسيت به اوج رسيده ي دنيايي غرب نسبت به مسلمانان از يكسو وعدم احساس مسئوليت مسلمانان نسبت به همد يگر از ديگرسو، وفتنه افكني و قتل عام هاي كينه توزانه ي د سته جمعي و تهاجم مرگبار با سلاح هاي پيشرفته و مد رن و سكوت مجامع بين المللي از طرف سوم 1؛ همد لي وهمسويي جهان اسلام را، ازغذايي شب آنان ضروری ترمی سازد! وهمواره اين پيام را مي دهد كه هم اكنون حيات وعزّت شما د رگرو وحدت است!.
به راستي! آيا مسلمانان از خود پرسيده اند كه با قطع نظر از نابساماني هاي اقتصادي، فرهنگي، سياسي و...تحميلي بر مسلمانان، چرا این همه نا آرامی ها ولشکرکشی ها وقتل عام های بي رحمانه ي انسان هاي كه روح شان از كشمكش هاي سياسي و قد رت طلبي جنون آميز، اطلاع ندارند، در کشور های اسلامی اتفاق می افتد، و حوادث از این دست با كدام معيار قابل توجيه و با چه منطقي سازگار است؟!، چرا نه تنها از سوي كشورهاي به ظاهر متمد ن وحامي حقوق بشر! چاره ي اند يشيده نمي شود، كه به نحوي با عا ملان چنين فجايعي همد ست اند ودست شان با خون هزاران انسان بي گناه كه خوني رنگين تر، مظلوم ترو بي د فاع تر ازخون آنان يافت نمي شود(زنان و بچه ها) آلوده اند!2.
چرا؟! و راه چاره چيست؟ و تا به كي كشورهاي اسلامي محل تاخت و تاز و ميدان آزمايش هاي سلاحهاي كشتار جمعي كشورهاي زورگو و قد رت پرست باشند؟ و تا چه زماني انسان مسلمان با د يد ن صحنه هاي د رد ناك و به خون خفتن همكيشان خود و ضجّه زدن زنان فرزند مرده و بچه هاي مادر از دست داده، غصّه دارباشند؟! و تا چه موقعي منتظر باشيم كه زور مداران، با ربودن سرمايه هاي ملت مسلمان براي گرفتن جان مان، بمب هاي اتم و موشك هاي قاره پيما بسازند و با گرفتن جان مان بر آرمان هاي مان نيز فايق آيند! چرا و تا به كي؟!.
با توجه به هماهنگي و وحدت نظر جهان غرب لااقل دربرابر جهان اسلام، به نظرمي رسد چاره ي جز پناه بردن به «وحدت كلمه» و«كلمه ي واحده» باقي نمانده است؛ وهرچاره اند يشي كه زير بناي آن«وحدت مسلمانان» را ازنظر د ورداشته باشد، «يد» ي واحده كه همان دست خدوند است، در رأس امور نباشد، قطعا محكوم به شكست و سرانجام ناموفقی خواهد داشت!.
اتحاد وهم بستگي ميان مسلمانان ازجنبه های مختلف قابل بررسي و ارزيابي است ولي اين نوشته بر آنست كه د يدگاه «قرآن» را در اين زمينه جويا شود، و نقش اين كتاب آسماني را بررسي نمايد.
1: مفهوم اتحاد وواژه شناسي
براي پيشگيري ازبرداشت هاي غلط ونا درست واحيانا غرضمدا رانه از واژه ي وحدت، اتحاد و اختلاف و..، ايجاب مي كند كه يك تصوير كلي از مفهوم اين واژه ها ارائه گرد د تاهم انتظارخواننده ی گرانقد ر، برآورده گرد د وهم از سرگرداني و د ور شد ن ازهد ف بازداشته شود.
واژه ي وحد ت، ازريشه ي «وحد» و«يحد» «حدة» و «واحدا» گرفته شده ومعناي تنها بود ن وتنهايي را مي رسا ند 3؛ به گفته ي راغب «وحد ت» ا ز «واحد» گرفته شده، و واحد درحقيقت شیئ است كه به طور قطعي جزء ندارد، سپس برهرچيزي اطلاق شده و توصيف به وحد ت مي گرد د4، ود ركاربردهاي فارسي نيز، يگانگي، يگانه شد ن و تنهايي را معنا مي دهد5.
اتحاد، مفهوم يكي شد ن دو چيز يا چند چيز را مي رساند 6؛ يگانگي داشتن، يگانگي كردن، يك رنگي، يكد لي يك جهتي درمفهوم اتحاد نهفته است 7؛ واژه متحد، يكي شده، پيوسته و ومتفق گرد يده را معنا مي دهد8.
اما اين كه اتحاد و وحد ت بر اساس آموزه هاي قرآن كريم چه مفهومي را مي رساند؟، بايد گفت: عين واژۀ «اتحاد» و«وحدت» كه روابط اجتماعي انسان ها و يا خصوص مسلمانان را گوشزد نمايد، در قرآن نيامده است، ولي همين معنا در قالب الفاظ د يگر رساتر و گويا تر بيان گرد يده است، به گونه اي كه يك نگاه عميق و ژرف به اين كتاب آسماني وعميق شدن به چنين واژگان قرآن، افق جد يدي د راين وادي فرا روي هر محققي گشوده مي شود؛ چرا كه قرآن کریم كتاب فرهنگ نامه و يا لغت نامه نيست بلكه كتاب هدايت بشر به سوي سعاد ت است؛ ازاين رو، دراين كتاب آسماني عناوين كلي چون: اسلام و مسلمون دربرابر كفر، مسلم و مسلمون د ر برابر يهود و نصاري 9مسلمون درمقابل فرقه هاي باطل ديگر10، مسلمون در برابر شقاق‌ 11، مسلمون درمقابل اهل كتاب12، مسلمين در برابر فرعونيان13، مسلمين درمقابل كفارمعذ ب14، مسلمين دربرابر شرك به خدا15، ايمان و اسلام د ربرابر اعراب 16، مسلمين در برابر مجرمين17، به كار رفته است .
چه اين كه به كاررفتن واژه هاي مؤمنين و مؤمنون فراوا ن د رمقابل كافرون و« كافرين18، ايمان دربرابر كفر19، به چشم مي خورد كه بی تردید ناظر به واحد بودن و وحدت اسلامي است20و مسلمانان را يك مجموعه متحد وهمسو وهمرنگ دربرابرمجموعه هاي پراكنده ومتشتّت د يگرقرارمي دهد.
اما واژه ي د يگري كه هم برجمعيت اسلامي وهم براد يان د يگر، به كار رفته و به نظر مي رسد مفهوم و ملاك وحدت را بيش از هرعنوان د يگر در بردارد، واژه ي «امّت» است، كه د رچند جاي از قرآن كريم آمده است21، و براي كلمه امّت چند معنا ارائه گرد يده است، ازجمله:
یک: امّت، به معناي جماعتي است كه داراي هدفي مشترك باشند؛ ولازمه ی آن اجتماعي زندگي كردن است22.
دو: اصل واژۀ امّت از ماده ي «امّ، يئومّ» گرفته شده كه به معناي قصد است و اگر بر جماعت اطلاق شده، برهرجماعتي اطلاق نشده، بلكه برجماعتي اطلاق مي شود كه افراد آن داراي يك هد ف و يك مقصد باشند و اين مقصد واحد رابطه واحدي ميان افراد باشد، به همين جهت توانسته اند اين كلمه را بريك فردهم اطلاق كنند23.
سه: امّت دراصل ازمادّه «اَم» به معناي هرچيزي است كه اشياء د يگري به آن ضميمه گردد، وبه همين جهت امّت به جماعتي كه جنبه ي وحد تي د ر ميان آنان باشد، گفته مي شود؛ خواه وحد ت از نظر زمان يا اين كه از نظر مكان و يا از نظرهد ف و مرام؛ بنابراين به اشخاص متفرق و پرا كنده امّت گفته نمي شود24.
چهار: كلمه ی امّت، از ريشه « اًمَمَ» در لغت به معناي، اقتدا وپیروی و آهنگ، پیشوایی ورهبری آمده است؛ ودرقرآن به معنای جماعتي از مرد م اند كه داراي يك راه و روش، يك هد ف، و يك رهبرهستند، از يك مرام و مكتب پيروي نمايند25.
بنا براين، با توجه به عناوین كلي كه در قرآن كريم به صورت مقايسه ی عنوان شده،(مسلمين، مؤمنين در برابركافرين و..) و هم چنين با درنظر گرفتن مفهوم امّت، وحدت و اتحاد مسلمين عبارت خواهد بود از: ارتباط وانسجام ويگانگي همه ي مسلمانان د رانتخاب شيوه و روش واحد براي حفظ ونيل به اهداف اساسي و استراتژي د يني، اجتماعي و سياسي و...واحد د ربرابر دشمنان مشترك .
2: مقصود ازوحدت
اما اين كه منظور ازوحدت ميان مسلمانان چيست؟ و گستره ی آن تا چه افقي را فرا مي گيرد و از د يد گاه قرآن حتي اختلافات جزئي و سليقه يي هم مذ موم است يا خير؟، شايد برخي اين تصور را داشته باشد كه مقصود از وحد ت و اتحاد مسلمين اين است كه : پيروان د ين اسلام د رهيچ موردي نبايد د وگانگي و اختلاف داشته باشند؛ از عقيده گرفته تا عمل، و ازعبادات تا معاملات، اصول و فروع ودرهمه ي امور زند گي و آداب و رسوم و طرز فكر و شيوه هاي معاشرت و..باید وحت داشته باشند؛ يا اين كه همه مسلمانان درهر گوشۀ ازجهان كه زندگي مي كنند، زيرلوايی واحد وقانون واحد و سياست يگانه، تن دردهند و از يك سياست و يك رژيم سياسي و اقتصادي ... پيروي نمايند؛ طبيعي است كه چنین تصوری خام، نه جامه ی عمل خواهند پوشيد و نه ممكن و معقول است؛ زيرا وحد تي بدین معنا بر خلاف سنّت الهي و فطرت انساني و طبيعت بشر است26.
چه این که شهيد مطهري با طرح اين پرسش كه «مقصود از وحدت چيست؟» مي گويد: «بد يهي است كه منظورعلماي روشنفكر اسلامي از وحدت اسلامي، حصرمذاهب دريك مذهب و يا اخذ مشتركات مذاهب وطرد مفترقات آن ها كه نه معقول و نه منطقي است و نه مطلوب و عملي، نيست؛ منظور دانشمندان، متشکل شدن مسلمين است در يك صف دربرابر دشمنان مشترك شان»27.
ازد يدگاه قرآن نيز توجه ژرف به مضمون آيات 103 آل عمران كه مي گويد: «(اي مسلمانان) دسته جمعي به ريسمان خدا چنگ بزنيد و اختلاف و تفرقه را كنار بگذاريد، و نعمت خدايي را كه ميان شما الفت برقراركرد درحالی كه دشمن همد يگر بود يد، به یاد بياوريد»28، و60 انفعال كه مي فرمايد: «هر نيرويي درقدرت داريد، براي مقابله با آن ها( دشمنان) آماده سازيد، و(هم چنين) اسب هاي ورزيده، (براي ميدان نبرد) تا به وسيله آن، د شمن خدا ود شمن خويش را بترسانيد..»29 ؛ وآيات ديگر كه پيامدهاي اختلاف ميان مسلمين را گوشزد مي كند از جمله آيه 46 انفعال، هشدارمي دهد كه:«ود ستورخدا و رسولش را اطاعت نماييد، ونزاع و كشمكش نكنيد، كه سست شويد و قدرت (شوكت) شما از ميان برود...30 ، به خوبي منظور از وحدت ميان مسلمانان را روشن مي كند؛ وآن اين كه مسلمانان با وجود اختلافات سليقه ی و طبيعي و اختلاف در امورجزئي و فرعي، دربرابر دشمنان با لفعل و بالقوه ي خود، در جهت حفظ و د فاع از د ين و د ست رسي به اهداف اساسي و اصولي در ابعاد گوناگون، همسو وهم فكر وهم مرام باشند و با تمام توان و برنامه هاي منسجم و همسو ازد ين و د ست آوردهاي آن دفاع نمايند؛ طبيعي است كه اين معنا هم با سرشت و فطرت متفاوت انسان ها سازگار است وهم اختلافات درون د يني را د ر امور جزئي و فرعي ، معقول مي سازد.
گويا همين هد ف بسيارعالي و حياتي را قرآن در يك جمله با زيبا ترين شكل و كوتاهترين الفاظ گوشزد كرده است:«محمد(ص) فرستاده ي خداست؛ و كساني كه با اويند دربرابركفار سرسخت و شديد و درميان خود مهربانند...»31.
دو صفت متضاد «شدّ ت» و«رحمت» بلند ترين و جاودانه ترين پيام همبستگي وهمسويي مسلمانان را همراه با گذ شت و اغماض درون خودي، قاطعيت وكوتاه نيامدن از اهداف كلي و اصولي د ين وآرمان هاي اسلامي، در برابر دشمنان د ين كه سر ستيز و سازش ناپذيري دارند، را با رساترين صدا اعلام مي كند.
3: ماهيت اختلاف و تاریخچۀ آن
از آنجايی كه اتحاد، اتفاق و وحد ت در مقابل مخالفت، اختلاف و تفرقه به كاررفته است، لازم است نخست به مفهوم اختلاف و سپس به تاريخچه ی آن اشاره گردد:
اختلاف، مخالف اتفاق32، به اين معنا است كه يكي برخلا ف جهت ديگري برود؛ اصل اختلاف، از اختلاف مسيراخذ شده همانند اين كه مي گويم: مسير وراه ما متفاوت است؛ او به راهي مي رود و اين به راهي د يگر، سپس همين معنا ازباب مشابهت، دراختلاف مذاهب به كار رفته است، يعني هر مذهب خلاف جهت ديگري را بر مي گزيند33 .
به عبارت د يگر؛ اختلاف و مخالفت اين مفهوم را مي دهد كه: هر كسي راهي وشيوۀ را برخلاف رفتار و شيوه ي د يگري، درحالات و گفتارش برگزيند34.
البته براساس دیدگاه علّامه، كلمه ی«خُلف» درمقابل «اَمام» ‌يا« قدام» به معناي پشت سر است، اين معناي اصلي اين ماده است و درسایر مشتقاتي كه ازاين ريشه منشعب شده نيز اين معنا نهفته است...وقتی گفته می شود:«اخلف وعده»، خلف کرد وعدۀ خودرا، معنا یش این است كه وعده ي خود را پشت سرانداخت، يا وقتي گفته مي شود: فلان خالف فلا نا او تخا لفا «فلاني با فلان كس مخالفت كرد ويا با يكد يگرمخالفت كردند» معنايش اين است كه: د رعقيده و يا عمل ازهم جدا شد ند، گویا هريك د يگري را پشت سرانداخت ..و معناي «تخلّف عن امره» اين است كه امر او را پشت سر انداخت و به او عمل نكرد.«اختلف القوم في كذا» يعني قوم يكد يگررا پشت سرانداخت..،‌ واين معناي «اختلاف» درمقابل « اتفاق» است35.
وهم چنين با مراجعه به قرآن كريم، آياتي به چشم مي خورد كه همين مفهوم را ياد آورمي شود، ازجمله آيۀ 65 زخرف اختلافات امت حضرت عيسي (ع) را درباره ي اواين گونه تصوير مي كند: «گروه ها وحزب هاي مختلف از بين امّت عيسي(ع) درمورد وي اختلاف كرد ند: بعضي به وي كفر ورزيد ند، و عيبش گفتند، و جمعي د يگر به وي ايمان آوردند و درباره اش غلو كرد ند و جمعي راه ميانه واعتدال را رفتند»36.
1-3: پشینه ای اختلاف
اما اين كه پيشينۀ اختلافات وعدم همسويي بشر وبويژه میان مسلمانان به كجا برمي گردد و ازچه نقطه آغاز گرد يده است، فرصت پژوهش طولاني تری را مي طلبد؛ ولي براي اين كه خوانند گان اين سطور از اين مقوله بهرۀ لازم را برده باشد، ايجاب مي كند كه در اينجا به دو نكته ي اساسي اشاره شودد:
اول: پيشينه ای بشر
با نگاه موشكانه به آيات قرآن د ربارۀ اين كه بشرما قبل تاريخ، چه طرز تفكر داشته و چه گونه مي انديشيده اند و آيا با همد يگرهمسويي وانسجام داشته ويا اختلاف؟؛ به نظر مي آید آيۀ213از سوره بقره به روشني پرده از روي اين حقيقت برمي دارد و به طور واضح اعلام می دارد كه: بشر ابتدايي با قطع نظر از اختلافات سليقه ي به لحاظ ساد گي درچگونگی زند گي وعد م پيچيد گي در اند يشه و آرمان هايش، يك نوع اتحاد و اتفاق داشته اند، گرچه اين همبستگي به تبع ازفكرواند يشۀ آنان، بسيار پيش پا افتاده وساده بوده است ولي به همان مقياس كه سطع فكري آنان رشد و روبه جلومي گذاشته، به همان اندازه اين همسويي رو به افول مي گذارد، چنان كه آیۀ شريفه مي فرمايد:«مردم (درآغاز) يك د سته بودند ( وتضادي در ميان آنها وجود نداشت، به تد ريج جوامع و طبقات پد يد آمد واختلافات وتضادهاي درميان آن ها پيداشد)؛ (دراين حال) خداوند پيامبران را برانگيخت؛ تا مردم را بشارت و بيم دهند وكتاب آسماني، كه به سوي حق دعوت مي كرد، با آن ها نازل نمود، تا درميان مردم، درآن چه اختلاف داشتند داوري كنند37.
چه اين كه مفسّرگرانقدر مرحوم علامۀ طباطبائي ، همين برداشت را از آيۀ شريفه دارد وآن را با اين اعتبار عقلي كه:«هرچه به عقب برمي گرد يم، به رموزكمتري از زند گي برمي خوريم، و نوع بشررا مي بينيم كه: به اسراركمتري ازطبيعت پي برده بود ند، تا آن جا كه مي بينم نوع بشرچيزي از اسرار طبيعت را نمي داند، توگويي تنها بد یهیات را فهميده اند، و به اند كي از نظريات فكري كه وسايل بقا را به ساده ترين وجه تأمين مي نموده، دسترسي داشتند...»، موافق مي سازد38.
البته اين نكته را نبايد ازنظردور داشت كه اين مفسر گرانمايه، درجاي ديگری از اثرگرانسنگش، این قاعده كلي را استنباط و ابراز مي دارد كه: «مد نيّت و اجتماعي بود ن انسان فطري و بالطبع نيست ( درمقابل ديد گاه مشهوركه مي گويند اجتماعي بود ن انسان فطري است) بلكه اجتماعي بود ن بشر واين كه دركنارهم زند گي كند، ضرورت ثانوي و ناچاري است، که د ست آورد قريحه وغريزۀ استخدام گري هر فرد نسبت به فرد د يگراست39.
صاحب تفسير«المنار» نيز شبيه همين د يد گاه را در اين زمينه ابراز مي دارد40
ولي با توجه به متفاوت بود ن طبيعت انسان ها از نظر شكل ظاهري، رنگ، سليقه، استعداد و.. كه نشانه های تجلّي قد رت خداوند خواهد بود41، خود زميۀ اختلافات و تضادهاي وسيع تري را فراهم مي كرد؛ برخورد و تلاقي منافع مادي براثر توسعۀ بهره گري از طبيعت، پُست و مقام، غريزه شهرت يابي درسايه ي گسترش دانش، روابط گروهي و فردي به خاطر توسعه جمعيّت و نفوس آد مي، آداب و محيط و...هركدام درايجاد اختلافات نقش اساسي داشت، و اين زند گي را مورد تهد يد قرار مي داد، و مي رفت به سوي اين كه نظام اجتماعي و گروهي مختل گردد، و به گفتۀ برخي ازمفسران اين اختلافات يك امر ضروري و وقوعش در ميان جامعه بشري امرحتمي و ضروري بوده است42.
2-3: تشریع د ین
اينجا بود كه خداوند ازدرِلطف بي پايان و حكمت حكيمانه اش، بعثت انبيا و ارسال كتاب هاي آسماني را راه د رمان امراض بشر ازجمله د رمان اختلافات این موجود قرارداد، ونسخۀ بلند و جاويدانه بر اساس علم نامحدودش نسبت به ابعاد مختلف بشر، پيچيد كه براي هميشۀ تاريخ، انسانها داروي درمانش را از آن بخواهد43.
بنابراين، نخستين اختلافات كه درحوزۀ باورها و رفتار ومنافع انسان، در تاريخ بشررخ مي دهد، به مساعدت تفاوت هاي ذاتي و طبيعي آشكار و يا نهفته درانسان، شكل مي گيرد كه خود، باعث تشريع د ین و ارسال قوانين الهي مي گردد، و نخستين رفع اختلاف هم به وسيلۀ د ين، و آموزه هاي د يني صورت گرفته است44.
دوّمين اختلافي كه درعرصه زندگي انسان ها به وقوع مي پيوندد، اختلاف ونا همگوني درخود «دين» است، د يني كه مايۀ رفع اختلافات بود ومي بايست همچنان نقش خود را بالنده ترايفا مي كرد، به تد ريج درخود د ين اختلاف ايجاد شد؛ و اين نوع اختلافات كه در مقياس وسيع ابراز وجود مي كرد، چيزي نبود كه طبيعت كلي بشر آن را بر روابط انسانها تحميل كرده باشد، بلكه ناشي از انحراف، لجاجت، طغيانگري و حساد ت های خود حاملان د ين بوده است45، آنجا كه قرآن كريم در چند ين آيه به اين معنا تصريح مي كند:«..تنها گروهی ازکسا نی که کتاب را دریافت داشته بود ند، ونشانه های روشن به آنها رسيده بود، به خاطر انحراف ازحق و ستمگري د رآن (د ين) اختلاف كرد ند46.
درآيه 14شوري به صراحت اين معنا را خاطر نشان مي سازد:« د يني كه براي نوح و ابراهيم و موسي وعيسي، تشريع كرد يم براي تو تشريع كرد يم و دستورداد يم كه آن را به پا داريد ودرآن اختلاف نکید، ولی گروهی که عالم بدان بود ند، ازدرحسا د ت وطغیان آتش اختلا فات را شعله وركرد ند47.
مرحوم طباطبائي درفرازي اختلاف اندازان را حاملان د ين وگردانندگان كليسا و كساني كه به كتاب خدا علم داشتند ازدرحساد تي كه به يكد يگر مي ورزيد ند و تنها به انگيزۀ سركشي و ظلم به راه انداختند48، می داند.
مرحوم طبرسي، اختلاف اندازان درد ين را به قوم يهود مثال مي زند كه آنان
با اینکه اوصاف آخرين پيامبرخدا را مي دانستند، كتمان كرد ند49.
درتفسيرنمونه سير تحول زند گي و فكري انسان ها را با بهره گيري از آيۀ213ازسورۀ بقره، درچند مرحله؛ یعنی وحدت ابتدایی، شکل گیری اجتماع، بروز اختلافات وتشریع دین، هشدارانبیاء، تمسک به تعلیمات پیا مبران، چهره تازه ی از اختلافات ناشی ازستمگری وبغی، شکل گیری مؤمنان وکافران فهرست مي كند50.
دوم: اختلافات مسلمانان
با ظهور مكتب نجاتبخش اسلام و آخرين د ين خدا، در سرزمين سخت آشفته و بحراني كه سالهاي طولاني درآتش اختلافات ناشي از پيش پا افتاده ترين مسائل، مي سوخت، يكباره آلام و دردهاي بي درمان مرد مان آن سرزمين، تسكين يافت و شعله هاي جنگ و نسل كشي فروكش كرد؛ جزيرة العرب كه مهد خشونت و بي رحمي بود و بلند آوازه ترين بت هاي جهالت و خدايان خرافات را درخود داشت، مبد ل به كانون الفت و مهرباني و پايگاه خدا با وري گرديد؛ انسان هاي كه روزگاري تشنۀ خون همد يگر بودند و سايۀ برادرشان را با تيرهاي كينه وحسادت نشانه مي گرفتند، به جاي رسيد ند كه براي هميشۀ تاريخ، الگوي ايثار و ازخود گذ شتگي درراه د ين خدا و سمبل همبستگي پيروان آن قرارگرفتند؛ علي(ع) وسلمان واباذر ومقداد وبلال وسميّه و... جزء همين افراد بودند!.
جنگها وكشمكش هاي يكصد و چهل ساله51، ميان دوقبيلۀ«اوس» و «خزرج» نمونۀ بسيار روشن و آشكاري است كه د رسايۀ د ين اسلام،‌ خاموش گرد يد وكينه ها وعداوت هاي اين سال هاي طولاني جاي خود را به برادري و صميميّت بخشيد؛ به گونۀ كه قرآن كريم اين صميميّت و براد ري وحلا وت ميان آن دوقبيله را به عنوان «نعمت» بزرگ به رخ مسلمانان مي كشد52 و هشدار مي دهد كه اين نعمت را همواره ازياد نبرده ومد يون آن باشد!.
بنابراين، درسايۀ تعا لیم دين اسلام وبا رهنمود های مهربا نا نۀ پيامبر گرانقدراسلام، ميان طوايف و قبايلي كه روبه د ين مي آوردند و خود را مطيع فرمان خدا ورسولش، قرارمي دادند؛ اتحاد وهمبستگي عميق ايجاد شد و تا زماني كه رسول الله(ص) درقيد حيات بود و مسلمانان از وجود با بركت او نفع مي بردند، اختلافاتي كه باعث نگراني وحراس مي گردید درميان مسلمانان وجود نداشت؛ زيرا درهرموردي كه د چار اختلاف مي گشتند، به رسول خدا (ص) مراجعه مي كرد ند وحضرت، طبيبانه اختلافات را برطرف مي كرد ند53.
اما با كمال تأسف و سوگمندانه همزمان با غروب غم انگيز آن حضرت، بار ديگراختلافاتي كه بسان آتش زيرخاكستر، سردرنقاب برده بود وهنوز ريشه هاي آن ازعمق جاهليت آب مي خورد، شعله كشيد و فضاي صميميّت و حلاوت مسلمانان واقعي را آلوده كرد؛ گرچه به گفته نويسندۀ كتاب «اد ب الاختلاف في الاسلام» اين اختلاف مؤد بانه بوده است؛ كه به نمونه هاي ازآن اختلافات اشاره مي شود:
1: اختلاف درفرمان رسول خدا(ص)
ا ندكي قبل ازوفات رسول خدا(ص) درحالي كه او هنوزرمق حيات داشت و قلب مباركش براي آيندۀ اسلام مي طپيد، ازاختلاف برسرجانشيني اوكه امتش را تهد يد مي كرد، شد يدا حراس داشت؛ از اين رو، برای جلوگيري ازاختلافات و استقرارجانشين مورد نظرش درفضاي خلوت، فرمان حركت سپاهي به فرماند هي «اسامة بن زيد» به سوي مرزهاي اسلام و روم را صادرفرمود، ولي اختلاف شد يدي دراجراي فرمان رسول الله به بهانۀ واهي و با رنگ و بوي جاهلي كه چرا با وجود سالخورد گاني چون ابابكر وعمر وعثمان و...درميان صحابه، جوان هفده – هجده ساله به فرماندهي سپاه برگزيده شود؟!؛ اين اختلاف وسرپيچي ازد ستوررسول خدا(ص) خشم آن حضرت را با بد ن تبدار فراهم آورد؛ زيرا با اين كه پيامبر خدا(ص) اولا؛ فرمان حضورهمۀ مسلمانان به جزعدۀ خاص چون علي(ع) را داده بود ثانيا؛ رسول الله با اين كه دربستربيماري افتاده بود، همواره قضيۀ عزيمت سپاه را پيگيري مي كرد، اما اين آرزوي رسول الله (ص) جامۀ عمل نپوشيد؛ و وقتي آن حضرت شنيد كه هنوز سپاه از مد ينه خارج نشده، با حال بيماري وبا سر برهنه به مسجد آمد ومردم را سخت سرزنش نمود، ودرجواب بهانه جويي آنان، اسامة بن زيد را همچون پدراو«زيد» شايسته، شجاع ولايق فرماندهي دانست!54 ، وعذ رو بهانۀ مخالفان را قطع كرد وميان خود وخدايش ازيكسو،‌ ومرد م و پيروانش ازد يگرسو، هيچ عذ ري را باقي نگذاشت.
2: اختلاف دراصل وفات رسول الله(ص)
نويسندۀ كتاب اد ب الاختلاف في الاسلام چند ين اختلاف را بعد از رسول خدا(ص) نام مي برد؛ و نخستين اختلاف ميان مسلمانان را تحت عنوان «اختلافهم في وفاته(ص)» مي آورد؛ و مي گويد اولين اختلاف ميان پيروان اسلام، اختلاف د راصل55وفات حضرت بود كه توسط سيّد ما عمربن الخطاب مطرح شد وا و شمشير بد ست، اصرار داشت كه رسول الله(ص) از د نيا نرفته است؛ تا اين كه ابابكر(رض) آمد و آيۀ شريفه:«محمد فقط فرستادۀ خداست، و پيش ازاو، فرستاد گان د يگري نيزبود ند، آيا اگراو بميرد ويا كشته شود، شما به عقب بر مي گرد يد؟»56، را قرائت كرد، آنگاه شمشير ازدست عمر(رض) به زمين افتاد!57.
3: اختلاف درمورد دفن رسول الله(ص)
اختلاف ديگری كه پس ازرحلت پيامبرعظيم الشأن اسلام، درميان مسلمانان به عقيده نويسندۀ كتاب ياد شده، درگرفت، اختلاف دربارۀ محل د فن بدن مطهر رسول خدا(ص) بود؛ كه برخي گفتند: بايد حضرت را درمسجد ش، برخي د يگر اصرارداشتند کناراصحاب درقبرستان عمومي، به خاك بسپاريم ، اما ابوبكرگفت: من ازرسول خدا(ص) شنيد م كه مي گفت: هيچ پيامبري را خدا قبض روح نمي كند مگراين كه درهمان محلي كه ازد نيا رفته است، به خاک سپرده می شود؛ لذا فرشی را که روی آن رسول خدا ازد نیا رفته بود، كنارزد ند و قبر حضرت را آماده كرد ند وبد ن آن حضرت را به خا ک سپرد ند!58.
4: اختلاف درجانشيني رسول الله(ص)
ماندگار ترين اختلاف ميان مسلمين، اختلاف درمورد جانشيني پيامبراكرم(ص) بود؛ به گفته آن نويسنده، اين كه جانشين حضرت چه كسي باشد، از مهاجرين باشد يا ازانصار، يك نفرآن را به عهده بگيرد يا گروهي؟، اختلاف شد ند؛ چه اين كه اوصاف و ويژگي هاي خليفۀ پيامبرمورد اختلاف بود كه آيا عين صفات و خصوصيات رسول الله(ص) را داشته باشد به عنوان حاكم و امام مسلمين يا اين كه كمتر ازآن هم كفايت مي كند؟!59، که این اختلافات سبب شد كه ميان شيعه و سنّي درمسائل فقهي و كلامي هم اختلاف ايجاد گرد د!60.
البته برخي براين باورند كه نخستين اختلاف وشكاف ميان مسلمانان بعد ازوفات رسول خدا(ص)، د ربارۀ «امامت ورهبري» بوده است؛ و به نقل از ابوالحسن اشعري مي گويد: درزمان خلافت ابابكر تا عثمان هيچ اختلافي وجود نداشت و اولين اختلاف ميان پيروان اسلام دربارۀ خلافت بود61.
شهرستاني نيزدركتاب خود همين عقيده را ابرازمي دارد و مي آورد: اين بزرگترين اختلاف و شكافي بود ميان مسلمانان، كه سرچشمۀ اختلافات د يگردر طول زمان هاي پس ازآن، گرد يد62.
اين نزاع و شكاف، گرچه پس از وفات رسول خدا(ص) صورت گرفت واز عقايد مشترك ميان آنان درعهد رسول الله(ص) نبود وهمگان نسبت به عقايد مشترك، همچنان مسلمان بود ولي درعين حال باعث جلوگيري ازتحقق و آرمان د وران رسالت گرد يد63.
صاحب المنار، با چشم پوشي ازآن چه پس ازوفات رسول خدا(ص) رخ داده است، نخستين اختلافات ميان مسلمين را‌، اختلاف ميان علي(ع) و معاوية بن ابي سفيان مي داند، وگروه د وم يعني معاويه را «‌فرقۀ باغيه» مي خواند؛ پس ازآن، جنگ خوارج وشيعه را، اختلافات بعدي، و جنگ ميان مصريون ووهابيون را، آخرين اختلافات، برمي شمارد64.
به هرحال، آن چه درتاريخ اسلام، به وضوح قابل تأييد است وهيچ تردیدی درآن
نیست، اين است كه: درآغاز، اتحاد وهمبستگي بي مانندي میان مسلمانان درسايۀ تعلیمات قرآن وتد بيرهاي معماراين دين، ايجاد شد وصميميّت واخوت مثال زد ني نه تنها ميان مسلمانان که میان غیرمسلما نان تحت سيطرۀ اسلام، نیز شكل گرفت، ولي ديري نپاييد كه با غروب دردناک آخرين فرستادۀ خدا درهمان لحظات نخست، نطفۀ اختلافات به شكل وقيافۀ جديد، منعقد گرديد وهمچنان درعرصه هاي گوناگون زايش يافت!؛ اما اين كه حق با كدام طرف بود و كدام طرف بردين نو پاي اسلام جفا روا داشت؛ اولا؛ بررسي و بحث ازآن، درشرايط كنوني هيچ دردي ازمسلمانان را دوا نمي كند ثانيا؛ از آن جايی كه اين سطور به همبستگي ووحد ت مسلمانان را هد ف همت خود قرارداده است، نه ظرفيّت آن بحث را دارد ونه مناسب!، هرچند كه طرفداران هرگروه درجاي خودش اعتقادات خويش را به اثبات رسانده است.
4: قرآن وضرورت وحدت
دراهمّيت و ضرورت اتحا د وهمد لي درميا ن مسلما نان، ازد يد گاه قرآ ن هيچ ترد يدي وجود ندارد؛ و می توان قا طعا نه گفت كه يكي از مسا يل اجتماعي، د يني كه قرآن بيش ازهرچيز د يگر روي آن تأ كيد دارد، وحد ت ميان پيروا ن آ ن ا ست؛ واين مهم را درقا لب آيا ت متعد د و شكل هاي گونا گون، مورد توجه ويژه قرارداده است، و نه تنها همسويي وهمرنگي مسلمين را براي نيل به اهد ا ف بلند اسلام دانسته است، که آن را یکی از اسا سی تر ین واصلی ترین آرمان خود، برشمرده است؛ زيرا ا زيكسو، هد ف از آفرينش بشر، رسيدن به كمال و فضا يل انسا ني درسا يۀ پرستش معبود يگا نه است 65، و طبيعي است كه اين هد ف قا بل د سترسي نخواهد بود جزا ز مسيراين كه انسان در كنا رهم اجتماعي و با سلامت و حلا وت زند گي نمايد!، از د يگرسو، د ستيابي به اهدا ف اسا سي، و رسيد ن به منا فع مشروع و د فاع از آن و بهره گيري از نعمت هاي الهي و...جز درسا يۀ وحد ت مسلمانان، امكان پذ يرنخواهد بود66؛ وهر كدام از اين اهداف به نحوي در آيات كلام الله مجيد، منعكس شده است؛ و نه تنها شايسته، كه ضروري است كه مسلمانان به دامن قرآن پناه ببرد ودرمان مشكلات، بويژه درمان اختلافات شا ن را، ازقرآن بخواهند67.
از اين رو، د ر اين فراز با ذ كرسرفصل ها و نمونه هاي از اين د سته آيات بسنده مي شود وجزئيات آن به عهده خوانند گان ارجمند واگذار مي گرد د:
1-4: هدف واحد درسايه پرستش خدايي يگانه
قرآن كريم دست كم دردوآيه از آيات الهي، به صراحت تمام اعلام مي دارد كه نوع انسان خدايي يكتا وهد ف واحد دارد:«(اين پیا مبران بزرگ وپیروان شان) امت واحدي بودند (وپیروی یک هدف)؛ ومن پروردگار(يگانه) شما، پس از(مخالفت فرمان) من بپرهيزيد/ پس مرا پرستش كنيد»68.
واژۀ«امّت»‌، كه د ست کم د وبارد رقرآن کریم ذ كر شده به معناي «جماعتي است كه مقصد وهد ف واحد آنها را جمع كرده باشد»69، به گفته ي مرحوم علامه طباطبايي براساس سياق آيه، خطاب د رآيه عمومي است و تمام افراد مكلف بشررا فرامی گيرد، ومراد از آن در اين جا نوع انسان است كه به خودي خود وحد تي دارد وهمۀ انسان ها درآن نوع واحد ند‌، برخي حتي آن را امت اسلام دانسته است كه همۀ انبياي الهي د رآن اتفاق نظر دارند70.
هركدام از اين دواحتمال كه درست باشد، هد ف و آرمان واحد، درسايۀ پرستش خدا ويا پرهيزازخدا ازخصوصيّات بارز آنها است؛ و طبيعي است كه نيل به هد ف واحد، بد ون اتحاد و همبستگي محال و یا بسيار د شوارخواهد بود.
2-4: تهديد به عواقب اختلاف
يكي ازروش هاي هدايت قرآن كريم اين است كه پيروانش را به عواقب و پيامدهاي معصيت، تهد يد کرده و ازاین طريق انگيزه ايجاد مي كند؛ و درمورد اهمّيت اتحاد مسلمين نيز درآيه 105 از سوره آل عمران، خطاب به مسلمانان هشدارمي دهد كه بر اثر اختلاف و تفرقه ميان خود، به سرنوشت امت هاي قبلي همچون يهود و نصاري مبتلا نشويد كه عذاب عظيم در انتظارتان خواهد بود: «مانند كساني نباشید كه پراكنده شد ند واختلاف كرد ند(آن هم) پس ازآنكه نشانه هاي روشن«پرورد گار) به آنان رسيد، وآن ها عذاب عظيمي دارند»71، مقصود از«الذ ين» يهود ونصاري هستند وآيه برحرمت اختلاف دلالت مي كند72.
برخی ازمفسران می گوید: بعيد نيست جملۀ«من بعد ما جاء هم البيّنات» متعلق به جملۀ «‌واختلفوا» باشد كه دراين صورت منظوراز«اختلاف» تفرقه از حيث اعتقاد ومراد از«تفرقه» اختلاف وتشتت ازحیث بد نها باشد، واگرتفرقه را جلوترازاختلاف ذكرفرمود، براي اين بود كه تفرقه وجدايي بد نها ازيكد يگر، مقدمه جدايي عقايد است؛ چون يك قوم اگربهم نزد يك و مجتمع و مربوط باشند، عقايد شان به يكد يگرمتصل ودرآخرازراه تماس وتأثير‌، متحد مي شوند و اختلاف عقيد تي درمیان شان رخنه نمي كند؛ برعكس وقتي افراد ازيكد يگر پراكنده و بريده شد ند، همين اختلاف و جدايي بد نها باعث اختلاف مشربها و مسلك ها مي شود و به تد ريج هرچند نفري دارايي افكار وآرايي مستقل وجدايي از افكار وآرايي د يگران مي شوند وتفرقه وجدايي باطني هم پيدا نموده شق عصاي وحد ت شان مي گردد73.
بنابراين، آيه شريفه، اولا؛ هشدارمي دهد كه شما طبعا بايد وحدت و همسويي داشته باشيد وآن را بايد درهرشرايطي حفظ كنيد ثانيا؛ مانند قوم يهود ونصاري دچار تشتت و پراكند گي نشويد ثالثا؛ درصورت كه به اين هشدار توجه نكنيد، بدانيد كه سرنوشت بد ودرد ناك درانتظار شما است!.
3-4: چنگ زدن به ريسمان خدا
آیه د يگر كه به طورجدّي ضرورت اتحاد وهمبستگي، ميان مسلمانان را مطرح مي كند، آيه 103 از سوره آل عمران است كه مي فرمايد:«وهمگي به ريسمان خدا (اسلام وقرآن وهرگونه وسيلۀ وحد ت) چنگ زنيد، وپراكنده نشويد؛ و نعمت (بزرگ) خدا را برخود به ياد آوريد كه چگونه د شمن همد يگر بود يد و اوميان د لهاي شما الفت ايجاد كرد، وبه بركت نعمت او برادرشد يد...74.
واژۀ«حبل»، دراصل به معناي وسيله اي است كه توسط آن انسان به مقصد و حاجت خود برسد، مانند ريسماني كه انسان با چنگ زدن به اوخود را از تهِ چاهی و مانند آن نجات دهد75.
دراين آيۀ شريفه چند نكتۀ اساسي زي، ردرجهت انسجام بخشي مسلمانان ذ کر شده است:
یک: جملۀ«واعتصموابحبل الله...» تمثيل76، يا استعارۀ تمثيليّه است؛ زيرا حالت وموقعيت مسلمانان درتمسّك آنان به كتاب الله و يا درمتحد بودن شان وهم پشت وياربودن شان نسبت به يكد يگر، تشبيه شده به حالت چنگ زدن كسي از مكان بلند، به ريسمان محكمي كه درآن امنيّت هست وازسقوط اوجلوگيري مي كند77.
مفسّرد يگراين رابطۀ شباهت را اين گونه به تصوير مي كند:«كسي كه ازمسیربسيارخطرناك وپرتگاه هولناك عبوركند، همواره حراس دارد ازآن پرتگاه كه انتهاي آن نا پيدا است سقوط كند ولي با گرفتن از تنابي كه د وطرف آن درجايی محكم و استوار است، با اطمينان خاطر از آن جاعبوركند، وخود را به مقصد برساند؛ مسیر وطریق سعاد تی که خداوند دراین آیه پیشنهاد می کند شبيه همان مسیرخطرناكی است كه تمسّك به كتاب خدا ( واسلام) پيروانش نجات مي یابد!78
دو: نحوه تمسّك وچنگ زدن به اين ريسمان محكم، را خداوند با واژه ي «اعتصام» كه ازريشۀ «عصمت»‌ است بيان كرده است با اين كه مي شد آن را با كلمۀ«‌تمسّكوا» و يا عبارت هاي د يگر اظهار نمايد، وچنين تعبيرلطيف و زيبا اين نکته را به ما مي فهماند كه اگرمسلمانان با وحد ت وهمد لي تمام وعاري ازهرگونه اختلاف وغرض هاي سوء به حبل الله، چنگ بزنند، بدانند كه ازهرآفت ولغزش ها درامان مانده وبيمه شده است؛ وبه قول سيد قطب اعتصام به اين نعمت است كه خداوند برمسلمانان صدراول منت نهاده است، لذا صرف تجمّع به هر شكلي مطلوب نيست بلكه بايد براساس عصمت باشد79.
سه: جمله«واعتصموا» (متمسّك شويد)، از يكطرف د رقالب «فرمان» و دستوربيان شده و از سوي د يگر به صورت «خطاب جمعي» خطاب به ملّت مسلمان است؛ و ازطرف سوم همان فرمان عمومي را با كلمۀ«جميعاً» تأكيد كرده، تا بفهماند كه اولا؛ اين تمسّك بايد د سته جمعي و ازسوي همۀ مسلمانان صورت گيرد ثانيا؛ چون د رآيۀ شريفه هيچ قيد زمان ومكان لحاظ نشده، اين تمسٌک وقتي درحالات اجتماعي و سياسي مسلمانان تأثير مثبت مي گذارد که درطول تاريخ ودرهمۀ شرايط انجام گيرد80.
جالب اين كه شأن نزول آیۀ شريفه كه د وقبيلۀ«اوس» و«خزرج» است، اين خصوصيت را داشته اند كه به طورد سته جمعي به «حبل الله» متمسك شده اند واز اين قضیه زمانی نگذ شت كه آثار سعاد ت درزند گي وحلاوت هاي نعمت هاي الهي براي آنان پد يدارگشت81.
چه اينكه شيخ طوسي آيه را به تمسک دست جمعی معنا می کند 82.
شايدهمين نكته درآيه، باعث شده كه عدۀ از مفسران براساس رواياتي«حبل الله»‌ را به«جماعت» تفسير كرده اند83، گويا خواسته اند بگويند: جماعت و د سته جمعي بودن، خود، از ريسمان محكم الهي است وهركسي همد ست و همسو باشند، نجات يافته اند.
زمخشري مفسّراهل سنّت نيز آيه را اين گونه معنا مي كند:«د سته جمعي به خدا استعانت كنيد و خود را به او محكم نماييد واختلاف و تفرقه نكنيد84.
چهار: نكتۀ جالب تر اين كه درآیۀ شريفه ازاتحاد وهمبستگي‌ يا رفع اختلافات ودرگيري ميان پيروان اسلام یا تمسّك به حبل الله تعبير به «نعمت» شده است؛ وهركدام ازمفاهيم ياد شده كه باشد، نعمت پس بزرگ خواهد بود و مسلمانان از آن متنعّم و بهره مند مي گرد ند.
پنج: شأن نزول آيه هرچند که دوقبيلۀ اوس وخزرج است85، ولي خطاب آيۀ شريفه، به عموم مسلمانان است(واعتصموا.. جميعا) كه درضمن دعوت به وحد ت وهمسويي آنان، مصداق روشن براي آن كه عينا اتفاق افتاده ومسلمانان صدراسلام حلاوت و شيريني آن را تا آخرين لحظه هاي عمرشان دركام داشتند، گوشزد مي كند؛ وطبيعي است كه خوان اين نعمت الهي همچنان گسترده است، كافي است مسلمانان ازخود این شايستگي وكفايت را به نمايش بگذارند، وازاين نعمت بزرگ بهره مند گردند؛ واين كه واژۀ «نعمت»‌ دوباردر آيه ذ كرشده، خود د ليل براهمّيت بالاي آن است!.
مفسّر گرانقدرالميزان، جملۀ « واذ كروا نعمت الله عليكم...» را براساس عاد ت ورسم قرآن كريم، علت و سبب دعوت به اعتصام به حبل الله‌ مي داند، تا پيروان قرآن را به حقيقت د ین و سعاد تي كه د ين براي انسان درنظردارد، آشنا كند وازتقليد وپيروي كوركورانه باز دارد86، ومی خواهد بفرماید: اگرشما را به اعتصام و عدم تفرقه مي خوانيم بي د ليل نيست، ود ليل اين كه شما را بدان دعوت كرده ايم همين است كه خود به چشم خویش ثمرات اتحاد واجتماع وتلخي عداوت وحلاوت محبت و الفت و برادري را چشيد ید(داستان اوس و خزرج)؛ ودراثرتفرقه درلبه ي پرتگاه آتش رفتيد ودراثر اتحاد و الفت از آتش نجات يافتید!؛ بدانيد كه اين تمسّك به حبل الله واتحاد شما نعمتي است از ناحيه ما ودر نتيجه متوجه شويد كه تمامي د ستوراتي را كه ما به شما مي دهيم، همه اش مثل اين د ستور، به نفع شما است و سعاد ت و راحت و رستگاري شما را تأمين مي كند87.
شش: درپايان آيۀ شريفه، خداوند پيامد درد ناك عدم اتحاد وهمدلي مسلمانان را عرضه مي دارد(بعد منفي) وخاطر نشان مي سازد كه ازآن چه برگذشتگان تان يعني اوس وخزرج، رفته است، عبرت بگيريد؛ آنان براثراختلاف شد يد مشرف به هلاكت بود ند، ولي درسايه لطف خدا وظهور اسلام نجات يافتند(..وكنتم علي شفا حفرة من النار فانقذ كم منها).
شفاي«حفره» به معناي لبۀ پرتگاه است، وهركسي قدم برآن بگذارد، مشرف به سقوط د رآن خواهد بود88؛ منظورازجملۀ «من النا»‌ گرچه برخي آن را به آتش آخرت تفسير نموده است89، ولي مرحوم علامۀ طباطبائي به پرهیز ازجنگ ها ونزاع ها تفسیر می کند90 .
4-4: پيامد اختلاف
يكي د يگرازآيات قرآن كه ازطريق بيان پيامد اختلاف، برانسجام وهمسویی مسلمانان تأكيد مي ورزد، آيۀ 15آل عمران است؛ آيه اي كه داستان درد ناك شكست مسلمانان را درنبرد«احد» كه ناشي ازاختلاف ميان جمعي از جهاد گران ايجاد شد، به عنوان درس عبرت آمیز، يادآوري مي كند؛ اختلافي كه نه تنها شكست جمعي د يگررا كه درحال پيروزشدن بود، درپي داشت كه تخلّف وسر پيچي ازفرمان مؤكد فرمانده سپاه، يعني رسول خدا(ص) را، نيز به ارمغان آورد، ودهها كشته از بهترين مردان خدا چون «همزۀ سيد الشهداء» را، ازمسلمانان گرفت وبراي نخستين بارمسلمانان را به سوگ عمومي نشاند، واين اختلاف به ظاهرجزئي، آن چنان تأثير منفي بر سپاه اسلام گذاشت كه حتي خبر به شهادت رسيدن پيامبرخدا، سراسرميدان جنگ را پركرد و بسياري ازرزمند گان، مأيوسانه، رزمگاه را ترك گفتند ورسول خدا را تنها گذاشتند، واگرآن عده ايثارگرو جان بركف، محافظت جان اورا برجان خويش ترجيح نمي داد ند، معلوم نبود بر سر پيامبر خدا ومسلمانان چه مي آمد!.
آيۀ شريفه مي فرمايد:«خداوند وعدۀ خود را به شما (درباره پيروزي برد شمن دراحد) تحقق بخشيد؛ ودرهنگام (كه درآغازجنگ) د شمنان را به فرمان او به قتل رساند يد (و اين پيروزي ادامه داشت) تا اينكه سست شديد(وبرسررهاكردن سنگرها) دركارخود به نزاع پرداختيد، و بعد ازآن آنچه را که دوست مي داشتيد(ازغلبه برد شمن) به شما نشان داد، نافرماني كرديد؛ بعضي از شما خواهان دنيا بودند، وبرخي خواهان آخرت...91.
همۀ ارباب تفسيراتفاق نظردارند كه اين آيه وآيات چندي بعد ازآن، دربارۀ جنگ احد فروفرستاده شده است، منتها برخي درتوضيح آن گفته است: وقتي رسول خدا(ص) بعد ازجنگ به «مد ينه» بازگشت، يكي از صحا ب گفت: چرا ما شكست خورد يم درحالی كه خدا به ما وعدۀ نصرت وظفر داده بود؛ آنگاه اين آيه نازل شد92.
درنبرداحد، پيامبراسلام براساس موقعيت منطقۀ جنگي، تدابير بسياراساسي سنجيده بود، ازجمله50 نفر تيراندازرا به فرماندهی «عبدالله بن جبير» مأموريت داد كه تنگه ی پشت جبهه را نگباني دهند، وتأكيد كرد كه:«برسنگرهاي تان ثابت قدم بمانيد وآن را به هيچ وجه ترك نكنيد و حتي اگر ديديد ما درميدان نبرد د شمن را شكست مي دهيم و برآن ها غالب آمديم، بازهم شما تنگه رامحافظت كنيد»93.
اماهنگام كه«طلحة بن عثمان» پرچمدار سپاه شرك به د ست تواناي علي بن ابي طالب (ع) به شد ت مجروح و پاي خود را از دست داد، ودر پي آن رسول خدا(ص) صداي تكبيرش بلند شد؛ دشمن ازديدن ضربت علي(ع) برپرچمدارش، پا به فرارگذاشتند، وعده ي ازدلاوران چون زبير بن عوام، مقداد و..آنان را تعقيب نمودند.
تك تيراندازان تنگه وقتي اين صحنه را مشاهده كرد ند، دچارنزاع واختلاف گشتند؛ عدۀ با فرمانده خود درماند ن درسنگرمخالفت كرد ند وخود ش را براي جمع آوري غنايم به ميدان جنگ رساند ند!، «خالدبن وليد»كه دركمين بود وانتظارچنين لحظه اي را مي كشيد به سرعت افراد تحت فرماندهي خود را وارد تنگه كرد وده نفر باقي ماندۀ نگهبانان درّه را به شهاد ت رساند ند وازپشت برسپاه اسلام حمله كردند؛ مشركين كه درحال پراكنده شدن بود ند، با پيش آمد جد يد، بارديگربه خودش سروسامان دادند ودرد آورترين كشتاررا ازسپاه اسلام گرفتند؛ هفتاد مرد جنگي شهيد و بقيه جزاند كي كه جان رسول الله(ص) را محافظت مي كرد ند، متواري شد ند94.
سرانجام آنچه از اين آيۀ شريفه استفاده مي شود، دو نكتۀ اساسي است:
اول: اختلاف ونزاع ميان تيراندازان، كه قرآن ازآن به «تنازع» ياد مي كند، به طورجدي صورت گرفت؛ زيراتنازع به معناي اختلاف ازمادۀ «نزاع» نوعي كندن را گويند، واختلاف را از اين جهت ‌تنازع گويند كه درحقيقت طرفين نزاع، هركدام مي خواهند د يگري را ازآنچه دارد بركند 95 يا اين كه هر يك ازدوطرف نزاع، ميل پيدا مي كند به غيرچيزي كه ديگري به آن متمايل است 96.
اين اختلاف هم، به خاطريك امركلي ونا مفهوم نبوده كه طرفين درتفسيروتبيين آن دچارآراي متفاوت گرد يده باشند بلكه براي به چنگ آورد ن مال بي ارزش د نيا (منكم من يريد الد ّنيا) فرمان رسول خدا وفرمانده خود ش را ناد يده گرفتند!.
دوم: پيامد اين اختلاف را آيۀ شريفه «سستي وضعف» مي داند، ‌مي فرمايد: دراثراختلاف«فشل» شديد؛ فشل به معناي ضعف تواًم با اضطراب است97، گرچه برخي آن را به معناي ترس و جبن گرفته است98، كه اين معنا با وضعيت تيراندازان سازگاري ندارد 99. بعضي دیگرگفته است:«يعني درتصميم وعمل دچارضعف شد يد ونتوانستيد نفس تان را ازبد ست آورد ن غنيمت نگهداريد»100.
ولي آنچه را كه خداوند به عنوان پيامد اختلاف گوش زد می کند نمی گوید سرانجام اين شكاف، كشته شدن عده زيادي و شكست شما بود، بلكه مي فرمايد: پيامد آن ضعف و سستي شما بود که به مراتب دردنا کترازشکست و ازدست دادن دلاوران تان است؛ زيرا اتحاد وهمبستگي براي مقاومت وشكست ناپذيري و صلابت باطني مي آورد ودشمن از شما حراس داشت، وهمچون كوه استوار دربرابر تند بادهاي سهمگين سربلند باقي خواهيد ماند، ولي اگر همسويي را از دست بدهيد،‌ آنگاه نفوذ پذیرگرديده و ازديد دشمن آسيب پذيرمي شويد و باوزش هربادي توان ايستادگي خود را از دست مي دهيد!.
سيد قطب بعد از توضيح اختلاف ميان تير اندازان درّۀ احد، مي گويد:«قلب ها
متشتت و پراكنده شدند، ديگرصف واحد نداشتند، هدف واحد از بين رفت، طمع دنيا خواهي نوراخلاص را ربود، معركه عقيده از اخلاص خالي شد...!»101.
درنتيجه آن چه در اين حادثه، برمسلمانان رفته است، سرمشق ودرس عبرت است براي همۀ مسلمانان درهميشه زندگي و هشداری است به اين كه اگر با وحدت و همدلي و آشتي زندگي نكنند، ترديدي نداشته باشند كه دشمن همواره در كمين است و براي هرجمعي و هرتفكري، دامهاي رنگارنگ بر اساس سليقه ها وگرايش ها وطيف ها و..گسترانيده است، دير يا زود به دام شان خواهید افتاد!.
آيات ديگرنيزبه اهميّت و ضرورت اتحاد و انسجام مسلمانان، تأكيد مي كند از جمله آيات: 46و60 انفال،‌59 نساء، 9حجرات، 13شوري،153 انعام و56 توبه.
نتيجه گيري
منظورازوحدت مسلمانان این است كه همۀ مسلمانان با وجود ديدگاه ها وسلیقه های متفاوت، دربرابردشمنان مشترك يك دست و هماهنگ ومنسجیم عمل كنند، نه کنارگذاشتن مذاهب وآراء آنان وایجاد مذهب جدید، وازديدگاه قرآن، ضرورت واهمیت اتحاد، ازاساسی ترین مسائل اجتماعی ودینی مسلمانان است، که هدف واحد درسايۀ پرستش خدايي واحد، هشدارقرآن به پيامد اختلاف، چنگ زدن به ریسمان الهی و..، از بارز ترین موارد تأکید قرآن به وحدت خواهد بود؛ چه این که اختلاف، ضعف وناتواني دربرابر دشمنان واز دست دادن ابهّت و عظمت و...را در پي داشته، و سرانجامی درد ناک ودر نتیجه تسلط دشمنان را به ارمغان می آورد!.

پی نوشت ها براساس ردیف

1 - اشاره به تهاجم صهيونيست ها به لبنان وكشتار«قانا»‌ درسال گذشته وعملیات تروريستي وکشته ومجروح شدن دهها نفر درعراق وفلسطین!!.
2- اشاره به سه بار«وتو» كردن قطعنامه سازمان ملل در خصوص محكوم كردن صهيونيست ها توسط آمريكا در ارتباط با كشتار انسان هاي بي گناه در لبنان(تابستان 85).
3 - محمد فريد وجدي، دائرة المعارف القرن العشرين، ج 10ص 645.
4 - راغب اصفهاني، مفردات، ص 757 (با تصرّف وخلاصه).
5 - علي اكبر دهخدا، لغت نامه،ج 48 ص 132.
6- سعيد الخوري، اقرب الموارد في فصح العربية و الشوادر، ج 2ص 1432؛ محمد فريد وجدي، دائرة المعارف، ج 10، ص 645.
7- لغت نامه دهخدا، ج 48، ص 132.
8 - همان.
9- آل عمران / 67.
10 - بقره/ 132، 133؛ آل عمران / 84، 102.
11 - بقره / 136، 137.
12 - آل عمران / 64؛ عنكبوت/ 46.
13 - يونس/90.
14 - نحل / 89.
15 - انعام / 163؛ يونس / 72.
16 - حجرات / 14.
17 - قلم / 35.
18 - آل عمران/ 28؛ نسآء / 39،141، 144؛ مائده /54.
19 - بقره / 108؛ آل عمران / 167، 177؛ مائده / 5؛ توبه / 23. غافر/10؛ نحل / 106؛ آل عمران / 86 ، 90؛ سجده /29.
20 - وزارت ارشاد جمهوري اسلامي ايران، كتاب وحدت(مجموعه مقالات)، ص205 (محمد واعظ زاده خراساني).
21 - وكذلك جعَلْنا كُم اُمّةً وسَطا لتكونوا شهداء علي الناس و يكون الرسول و عليكم شهيدا: بقره/143؛ ولكُل اُمّة رسولْ فاذا جاءَ رسولهم قُضي بينهم بالقسط: يونس/47؛ و لقد بعثنا فبعثنا في كل اُمّة رسولا ان اعبدوا الله و اجتنو الطاغوت: نحل/36؛ كان الناسُ اُمّة واحدة فبعث الله النبيين مبشرّين و منذرين...: بقره/ 213؛ و ما كان الناسُ الاّ اُمّة واحدة وأنا ربّكم فاختلفوا..: يونس/ 19؛ انّ هذه اُمتكم اُمّة واحدة و انا ربّكم فاعبدون : انبياء/92؛ مؤمنون/ 52.
22 اكبر هاشمي رفسنجاني و همكاران، تفسيرراهنما، ج 2، ص 59.
23 - سيد محمد حسين طباطبايي، ترجمه تفسير الميزان، ج2، ص185.
24- ناصر مكارم شيرازي و همكاران، تفسيرنمونه، ج 1، ص 47 .
25- كتاب وحدت (مجموعه مقالات)، ص 206.
26- همان، ص 204( واعظ زاده خراساني) .
27 - همان، ص 384.
28- و اعتصموا بحبل الله جميعا ولاتفرّقوا و اذكروا نعمت الله عليكم اذكنتم اعداء فالّف بين قلوبكم.
29- و اعدّوا لهم ما استطعتم من قوّة و من رباط الخليل ترهبون به عدو الله وعدوّكم ..:«اعداد» به معناي تهيه كردن چيزي است تا انسان با آن به هدف ديگري كه دارد برسد؛ «قوّة» به معناي هرچيزي است كه يا وجودش كار معيّني ازكارها ممكن مي گردد، و درجنگ به معناي هر چيزي است كه جنگ و دفاع يا آن امكان پذير باشد؛ «رباط» مبالغه درربط و«ربط» همان عقد و گيره است با اين تفاوت كه ربط سست تر ازعقد وعقد محكم تر ازربط است؛ «ارهاب» در اصل به معناي كندن نفس ازترس است كه همان معناي ترساندن را مي رساند: تفسير الميزان، ج 9، ص150-151؛ الشيخ ابي علي الفضل بن الحسن البطرسي، مجمع البيان في تفسيرالقرآن، ج1-2، ص 852.
30- اطيعوا الله واطيعوا الرسول ولاتنازعوا فتفشلوا وتذهب ريحكم...» منظورازاطاعت، دستوراتي است كه از ناحيه خدا و رسولش راجع به امر جهاد ازحريم دين و بيضۀ اسلام صادرمي شود.
31- محمّد رسول الله والذين معه اشدّاوعلي الكفّار رُحَماءُ بينهم : فتح /29 .
32 - مجمع البيان، ج 1-2، ص 447.
33 - همان، ج 1-2، ص 471.
34 - راغب اصفهاني، مفردات الفاظ القرآن، ص 249؛ دكتر طه جابر، ادب الاختلاف في الاسلام ، صص 21- 22.
35 - الميزان، ج11، ص 80.
36 - همان،ج 18، ص 178: فاختلف الاحزابُ من بينهم فويل للذين ظَلَموُا من عذاب يوم عظيم .
37- كانَ الناسُ اُمّة واحدة فبعثَ اللهُ النبيينَ مبشّرين و منذرينَ و انزَلَ مَعَهُم الكتاب بالحقّ ليحكم بين الناس فيما الختلفوا فيه، وما اختلف فيه ...
38- تفسيرالميزان،ج 2، ص 182(خلاصه).
39 - همان، ج 2، صص 175- 176، 186(با تصّرف و خلاصه).
40 - محمد رشيد رضا، تفسير القرآن الحكيم (معروف به المنار)، ج 2، ص282.
41 - و من آياته خلق السموات و الارض و اختلاف اَلسنتكم و الوانكم انّ في ذلك لآيات: روم/ 22.
42 - الميزان، ج 2، ص177؛ المنار، ج 2، ص 282(با تصرف).
43- بقره/213: فبعث الله النبييّن مبشّرين و منذرين و انزل معهم الكتاب بالحقّ ليحكم بين الناس فيما اختلفوا فيه.
44- الميزان، ج 2/ 18. و ج 10 / 41.
45- همان،ج،11ص 81؛ ج ، 18ص 41- 42؛ ج 10، ص 41-42؛ ج 2، ص 182.
46 - بقره/ 213: .. و ما اخْتَلَفَ فيه اِلاّ الذين اوتوهُ من بعد ما جائتهُمُ البيّنات و بغيا بينهُم ....
47- شَرَع لكُم من الدّين ما وصّي به نوحا و الذي اوحينا اليك و ما وصّينا به ابراهيمَ و موسي و عيسي ان اقيموُا الدين و لاتفّرقوا فيه ... و ما تفّرقوا الاّ من بعد ما جائتهُمُ العلمُ بينهُم...
48 - الميزان، ج ،2ص 82.
49 - ابي علي الفضل بن الحسن الطبرسي،تفسيرمجمع البيان،ج2-2، ص 554.
50 - ناصر مكارم شيرازي و همكاران، تفسير نمونه، ج2، ص94- 95.
51 - تفسير المنار، ج 4/، ص22. مجمع البيان، ج 1-2، ص805.
52 - همان، تفسير نمونه، ج1، ص42؛ محمد بن جريرالطبري ، جامع البيان، تفسيرطبري، ج4، ص 42.
53- الد كتر طه جابر، ادبُ الاختلاف في الاسلام ، ص 33.
54 - عبدالحميد بن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، ج1ف ص159.
55- ایشان ازاختلاف درفرمان رسول خدا نام نمی برد.
56- آل عمران/ 144؛ زمر /30.
57 - الدكترطه جابر،ادب الاختلاف في الاسلام، ص 50؛ ملل و نحل ج1، ص29-22: فانّ سيّدنا عمربن الخطاب(رض) اصرّ علي انّ رسول الله لم نمت ... فسقط السّيف من يدعمر، و خرّ في الارض ..
58 - همان؛ ابي عيسي محمد بن عيسي بن سورة، الجامع الصحيح(سنن ترمذي) ج 3، ص 338 حديث شماره 1018.
59 - همان.
60 - همان، ص 75.
61 - الشيخ محمد آل عبد الجبار، الشهب الثواقب في رحم الشياطين، ص 39 به نقل از مقالات الاسلاميين.
62 - ابي الفتح محمد بن عبد الكريم شهرستاني، الملل و النحل، ج 1، ص22-29.
63 - مؤسسة آل البيت، مجلة‌ تراثنا، ج 16، ص 96، به نقل از مقالات و الفرق، ص2؛ تاريخ مذاهب الاسلامية لابي زهره ، ص 20 و 25 و 88 ؛ الشيخ ابي جعفر محمد بن جرير بن رستم الطبري (الشيعي )، دلايل الامامة ، ص16.
64 - محمد رشيد رضا، تفسير القرآن الحكيم (المنار)، ج 3، ص 10.
65- سوره ذاریات /56: وما خلقت الجن والانس الا لیعبدون.
66- السيد محمد باقرالحكيم، الوحدة الاسلامية ..، ص 29( خلاصه مضمون).
67 - السيّدعلاء الدين المدرس، الامّة الوسط(في نظرة في تاريخ الخروج السياسي فيصدرالاسلام)، ص95.
68 - سوره انبياء/ 92 و مؤمنون/52: انّ هذه اُمّتكم اُمتكم اُمتة واحدة و انا ربّكم فاتقون/ فاعبدون.
69 - سيد محمد حسين طباطبايي، تفسير الميزان، ج14/45، ص. ابي علي الفضل بن الحسن الطبرسي مجمع البيان، ج 7- 8 ، ص 99.
70 - همان، ج 14، ص 155.
71 - و لاتكُنُوا كالذين تفرّقُوا و اختلفوا من بعد ما جاءَ هُمُ البيِّناتُ و اوُلئكَ لهم عذاب عظيم .
72 - تفسير مجمع البيان، ج1-2، صص 807 – 808 .
73 - تفسير الميزان، ج 3/ 579 .
74- واعتصموا بحبل الله جميعا و لاتفرقوا و اذكروا نعمت الله عليكم اذ كنتم اعداء فالّف بين قلوبكم و اصبحتم.
75 - تفسير مجمع البيان، ج 1-2 ، ص 803 ؛ الامام محمد بن علي بن محمد الشوكاني، فتح القدير، ج 2، ص 474.
76 - همان.
77 - محمد رشيد رضا ، تفسير القرآن الحكيم (المنار)، ج 4، ص 20 .
78 - الشيخ اسماعيل حقّي البروسي، تفسير روح البيان، ج 2، ص 89؛ الامام فخر الدين محمد بن عمر بن الحسين الرازي، التفسير الكبير او مفاتيح الغيب، ج4، ص151.
79 - سيد قطب، في ضلال القرآن، ج 2، ص 25 (با تصرف و خلاصه).
80 - كتاب وحدت(مجموعه مقالات)، ص54: مقاله وحدت در قرآن ازدكتر علوي مقدم (خلاصه).
81 - الميزان، ج 3، ص 576 .
82 - تفسير البيان، في تفسير القرآن، ج 2، ص 549 .
83 - جلال الدين عبد الرحمن السيوطي،‌ الدّر المنشور، ج 2، ص 107؛ محمد بن يوسف معروف به ابي حيان الاندسي ، البحر المحيط في تفسير، ج3، ص 286؛ محمد بن جرير الطبري، تفسير طبري، ج 4، ص 39.
84 - محمود عمر زمخشري، الكشّاف عن حقائق الّنزيل وعيون الاويل في وجوه التاويل ، ج1، صص 450- 451.
85- مجمع البيان، ج 1- 2، ص 805؛ جلال الدين سيوطي، الدّر المنشور، ج 2، ص10؛ تفسير نمونه، ج 3، ص 38؛ اسماعيل بن كثيرالدمشقي، تفسير ابن كثير، ج2، ص 85؛ ابو الفتوح رازي، تفسير روح الجنان و روح الجنان، ج 3، ص126.
86 - تفسير الميزان، ج 3، صص 572- 575 .
87 - هماان.
88- همان، ص 575.
89 - جلال الدّين سيوطي، الدّر المنشور، ج 2، ص 109.
90- تفسير الميزان،ج 3، ص 575.
91- و لقد صَدَقكمُ الله وعدَهُ اذ تحسونهم باذنه ، حتي اذا فشلم و تنازعتم في الامر و عصتم من بعد ما اريكم ما تحبون، منكم من يريد الدنيا و منكم من يريد و الاخرة ...
92 - محمد رشيد رضا، تفسير المنار، ج 4، ص 181.
93 - همان، ص182؛ محمدبن جريرالطبري، ج 4، ص 151: رسول خدا(ص) به تير اندازان فرمود:« اثبتوا مكانكم و لا تبرحوا و ان رأيتمونا قدهزمنا هم فانّا لن نزال غايبين ما ثبّتم مكانكمُ!.
94 - همان، ص 151؛ تفسير المنار، ج 4، ص182؛ الميزان، ج 4، ص 66 .
95 - همان( الميزان)، ج 9، ص 122.
96 - تفسير المنار، ج 10، ص 25.
97 - تفسير الميزان، ج 10، ص 25.
98 - تفسير مجمع البيان، ج 1-2، ص 858.
99 - تفسير الميزان، ج 4، ص 66.
100- تفسير المنار، ج 4، ص 182.
101- في ظلال القرآن، ج2(جزء4)، ص 107.
نظرها پیرامون این مقاله:

نظر شما در مورد این مقاله:
نام و فامیل:  
نظر: